حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

مقدمه 112

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

يعنى از دربندهاى كيليكيّه و سوريه و امان بگذرد اين تنگه‌ها بقدرى صعب العبور بود كه چهار نفر نميتوانستند پهلوى هم حركت كنند و با داشتن قواى كمى در اين‌جاها ميشد مدّتها اسكندر را معطّل و تلفات زياد به او وارد نمود و ليكن دربار ايران از اين مواقع نظامى هيچ استفاده نكرد فنون جنگى در مقدونى و يونان ترقّى زياد نموده بود ولى داريوش به همان اسلوب قديم و به جمع‌آورى سپاه عظيم چريكى توجّه داشت خارىدموس يونانى كه مانند مم‌نن لايق و زبردست و در خدمت ايران بود تداركات داريوش را انتقاد كرده گفت اين سپاه عظيم چريكى بچه كار آيد لشگر كم ولي مشق كرده و ورزيده لازم است تا از حملات اسكندر جلوگيرى شود ( چنان كه يونانىها نوشته‌اند داريوش متغيّر گرديده او را بكشت ) جنگ ايسّوس - ( 333 ق . م . ) در ايسّوس نزديك خليج اسكندرون داريوش انتظار ورود لشگر اسكندر را داشت و در اين‌جا نقشه‌اى در نظر گرفته بود كه اگر قشون او مشق كرده و فرماندهى به عهده سردار متين و رشيدى بود اسكندر در خطر بزرگى مىافتاد و ليكن حضور داريوش مانع از گرفتن نتيجه گرديد توضيح آنكه چون اسكندر از تنگه آمان گذشته به طرف سوريّه رهسپار گرديد داريوش از كوه‌هاى آمان عبور كرده در ايسّوس اردو زد و پشت لشگر اسكندر را گرفت انتشار اين خبر در اطراف و اكناف عالم اثر عجيبي نمود چنان كه در آتن شاديها كردند چه مطمئن بودند كه روابط اسكندر با مقدونى قطع شده و اضمحلال لشگر او حتمى است و ليكن اسكندر همين‌كه وضع را چنين ديد جبهه لشگر خود را برگردانده بىپروا بسپاهيان سنگين اسلحه ايرانى در ميسره حمله كرد و اين‌ها عقب نشسته فرار كردند داريوش چون هزيمت اينان را ديد خود نيز فرار نمود ( در اين موقع ايرانيهاى رشيد خيلي فداكارى كرده نگذاشتند اسكندر بشاه برسد و او فرصت يافت كه بر اسب