حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
مقدمه 108
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
پيشرفتهاى اردشير از قوّت اراده او و چند نفر اشخاص كافي بود كه يكى از آنها باگوآس خواجه وزير اردشير و دو ديگر منتور و ممنن دو برادر يونانى بودند در 338 ق . م . اردشير بدست باگوآس خواجه مسموم شد و درگذشت نوشتهاند كه اين خواجه اصلا مصرى بود و سفّاكيهاى اردشير نسبت بمصريها او را بدين اقدام واداشت سلطنت اردشير بممالك غربى ايران تسكين داد ولى ممالك شرقي از قبيل ايالات هند و آسياى وسطى به حال طغيان و شورش ماندند بعد از داريوش شاهى قوى الاراده مانند اردشير به تخت ننشسته بود و اگر ميماند از بزرگ شدن مقدونى ممانعت ميكرد زيرا يونانيها در اين زمان طرفدار ايران بودند و دموستن « 1 » نطّاق معروف يونانى دوستى ايران را پيوسته بيونانيها تأكيد مينمود . يازدهم - ارشَك بعد از فوت اردشير ارشك پسر او بتخت نشست وباز بدست خواجه مذكور كشته شد ( 336 ق . م . ) يونانيها اسم او را اآرزس « 2 » نوشتهاند بعد از آن اين خواجه يكى از نوادههاى داريوش دوّم را به تخت نشانيد و او موسوم بداريوش گرديد يونانيها اسم او را كدمان « 3 » نوشتهاند در تاريخ مشهور بداريوش سوّم و در داستانهاى ما معروف به ( دارا ) پسر داراب است . دوازدهم - داريوش سوّم داريوش سوّم در ( 336 ق . م . ) به تخت نشست و چندى بعد با گوآس خواجه را كه ميخواست داريوش موافق ميل او رفتار كند بكشت در زمان اين شاه اسكندر بايران آمد و با فوت داريوش سوّم سلسله هخامنشى منقرض شد . بعضى از مصنّفين به اين عقيدهاند كه دولت هخامنشى با سرعت رو بانحطاط ميرفت و فقط در زمان اردشير سوّم از جهت قوّت اراده او و كفايت باگوآس
--> ( 1 ) - DEMOSTHENE ( 2 ) - OARSES ( 3 ) - CODOMANNE