حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

مقدمه 91

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

راجع به اين جنگ لازم است بگوئيم كه كيفيّات آن متناقض است : اولا عده سپاهيان ايران را يونانىها صد و بلكه سيصد هزار نوشته‌اند و حال آنكه محقّق است كه 600 كشتى عهد قديم بيش از سى هزار نفر با لوازم آن‌ها نمىتوانسته حمل كند ثانيا اگر سپاه ايران قلب لشگر يونانى را شكافت بعد قشون مزبور چه ترتيبى يافت كه جناحين آن توانستند غلبه كنند بنابراين و ايرادات ديگر كه در اين مختصر نگنجد بعضى از محقّقين مانند ( نىبور ) عقيده دارند كه نوشته‌هاى يونانىها راجع به اين جنگ و جنگ‌هاى ديگر ايران با يونان بشعر و افسانه‌گوئى و داستان‌سرائى شبيه‌تر از تاريخ نويسى است مصنّف مذكور گويد : آتنىها بطور غير مترقّب بهره‌مندى داشته‌اند ولى كيفيّات را نمىدانيم « 1 » چهار سال بعد از اين جنگ داريوش در ميان تهيّه‌هائى كه براى جنگ جديد ميديد درگذشت ( 486 ق . م . ) بعضى از مورّخين به اين عقيده‌اند كه اگر عمر او وفا ميكرد جبران اين عدم بهره‌مندى را مينمود و كار يونان خيلى سخت ميشد . خصال داريوش داريوش شاهى بود عاقل و داراى اراده قوى و عزم هرچند در بعضى موارد شدّت عمل نشان ميداد ولى غالبا رفتار او با مغلوبين ملايم و معتدل بود در انتخاب اشخاص براى كارها نظر صائب داشت و بخطا نميرفت اگر بعد از كمبوجيه او به تخت نمىنشست دوره هخامنشى هم مانند دوره ماديها زود سپرى ميشد اين شاه شاهنشاهى ايران را از نو تأسيس كرد و به آن تشكيلاتى داد كه در آن زمان و با آن محيط بهتر از آن عملى نبود چنان كه اسكندر و سلوكيها و ساسانيان و غيره همان گرده را دنبال كردند در زمان داريوش ايران باعلى درجه وسعت خود رسيد و پس از او دوره شاهان ضعيف النّفس هخامنشى شروع شد با وجود اينكه اين شاه با يونان طرف بود از نوشته‌هاى مورّخين آنها خاصّة اشيل اديب و شاعر

--> ( 1 ) - NIEBUHR . VORTRAGE UBER ALTE GESCHICHTE T . II . P . 385 - 414