حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
مقدمه 86
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
در آنجا هم رؤساى مستعمرات يونانى يا جبابره پلى از كشتيها ساخته بودند لشگر ايران از پل گذشته وارد مملكت سكها يا ستپ « 1 » امروزى شد سكها عليق و آذوقه را آتش زده - چاههاى آب را پر كرده با حشم بداخله مملكت عقب نشستند قحطى و مشكلات اين مملكت لشگر ايران را تهديد ميكرد ولى چون ادارهء نظارت لشگرى به قدر كفايت آذوقه تهيّه كرده بود داريوش در مدّت دو ماه از رود دانوب تا تانائيس ( دن امروزى ) و قلب مملكت سكها ( روسيّه كنونى ) پيشرفت هرودوت گويد : داريوش رسولى نزد پادشاه آنها فرستاد كه اين پيغام را برساند : « چرا از پيش من فرار ميكنى اگر قوّه جنگ دارى جنگ كن و الا مطيع شو » و پادشاه سكها جوابى داد كه معمّا بود توضيح آنكه يك پرنده و يك موش و يك وزغ و پنج تير فرستاد و گبرياس يكى از ندماى داريوش چنين تعبير كرد : پادشاه سكها ميخواهد بگويد اگر شما نتوانيد مثل پرنده بپريد و مانند موش به زمين و بسان وزغ در آب رويد از اين تيرهاى ما نخواهيد رست با پذيرفتن چنين تعبيرىباز معلوم نيست چرا پنج تير فرستادهاند و اين روايت هرودوت افسانه به نظر مىآيد سك ها با جبابره يونانى كه مستحفظ پل دانوب بودند داخل مذاكره شدند كه پلها را خراب كنند تا داريوش نتواند مراجعت كند و ليكن چون آنها بواسطه حمايت ايران داراى اين مقام شده بودند از انجام آن امتناع كردند و داريوش از راهى كه باروپا رفته بود بسارد مراجعت كرد « 2 » و ليكن هشتاد هزار نفر در تحت سركردگى بغابيش ( مگابيز يونانيها ) در اروپا گذاشت كه شهرهاى يونانى تراكيّه و مملكت مقدونى را تسخير كند و سردار مزبور اين امر را انجام داده تا سواحل درياى آدرياتيك پيشرفت چنان كه
--> ( 1 ) - STEPPE ( 2 ) - بعضى از محققين مانند نلدكه تصور ميكنند كه هرودوت مبالغه كرده و منتهاى سير داريوش تا رود دنيستر بوده چه با اوضاع و احوال آن زمان لشگر ايران نمىتوانست دور تر برود و الا از بىآذوقهگى تلف ميشد