حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
مقدمه 84
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
بوده « 1 » پلوتارك گويد : پس از اينكه داريوش ماليات نقدى و جنسى ممالك را معيّن كرد در صدد برآمد تا معلوم نمايد كه اين ماليات بر مردم گران است يا نه و پس از اينكه جواب آمد كه مردم مىتوانند بپردازند باز ماليات را تنصيف كرده گفت چون ولات براى مخارج خودشان از مردم عوارضى ميگيرند بايد ماليات را كم كرد تا تحميل نشود . پنجم - از كارهاى داريوش نيز ارتباط دادن بحر مغرب به بحر احمر بود و جهت آنچنين استنباط مىشود : داريوش در زمان اقامت خود در هند مشاهده نمود كه تجارت مصر و شامات و غيره با هند از راه خشكى مشكل است و حمل و نقل گران تمام مىشود بنابراين امر كرد بحر مغرب را با بحر احمر بتوسّط يكى از شعب نيل وصل كنند اين كار در زمان يخائو پادشاه مصر در 609 ق . م . انجام يافته ولى در زمان داريوش كانال مزبور پر شده بود در اين اوان بامر شاه مزبور آن را پاك كردند ششم - داريوش براى تسهيل امور تجارتى و دادوستد پولى از طلا سكّه زد كه در تمام ممالك ايران رواج داشت اين سكّه را ( دريك ) « 2 » ميناميدند از سكّههاى مزبور معلوم است كه عيار آن خيلى عالى بوده چه داريوش خيلى ميل داشته كه سكّههاى او از طلاى خالص باشد سكّه در دفعه اولى در ليديّه در نيمهء قرن هفتم ق . م . زده شده و ليكن در ايران سكّه داريوش نخستين سكّه است . تسخير پنجاب و سند داريوش پس از برقرارى امنيّت در ممالك
--> ( 1 ) - از همه بيشتر ماليات هند بوده كه 260 تالان خاك طلا مىشده و آن معادل 4680 تالان نقره بود بعد ماليات بابل و آسور كه به 1000 تالان نقره بالغ مىشد بعد مصر كه 700 تالان ميداد پس از آنها ساير ايالات كه از 500 الى 170 تالان تأديه ميكردند مالياتهاي جنسي عبارت بوده از عدّه زيادى اسب و قاطر و كره اسب و ميش و غلّه و استخوان فيل عايدات شيلات درياچه مريس در فيّوم مصر به صرف جيب ملكه اختصاص داشت بابلىها پانصد خواجه و اهالى كلشيد در هرپنج سال صد دختر ميدادند اعراب هزار تالان عود ( 2 ) - دريك بمعني طلائى است . و كيفيّات آن در ذيل بيايد دريك طلا ( 1 - 2 - 5 ) سيكل نقره ( 3 - 4 - 7 ) متعلّق بدوره هخامنشى چهار درخمى نقرهء اواگراس دوّم والي صيدا در حدود 350 ق . م . ( 6 - 9 ) و تيسافرن و فرناباذ در حدود 400 ق . م . ( 8 - 10 - 11 - 12 ) چهار درخمى اتفردات اوّل پادشاه پارس در حدود 200 ق . م . ( 13 - 14 ) از كتاب زارّه - صنايع ايران قديم