حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
مقدمه 82
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
تشكيلات داريوش داريوش نه فقط دولت هخامنشى را از نو تأسيس كرد بلكه تشكيلاتى به آن داد كه اداره كردن ممالك وسيعه ايران را تسهيل و رفاه اهالى را تأمين مينمود تشكيلات مزبوره از اين قرار بود اوّل - داريوش ممالك ايران را به چند قسمت تقسيم نموده براى هركدام يك والى معيّن كرد كه به زبان آن روزى ( خشترپوان ) ميگفتند يعنى شهربان يا نگهبان مملكت ( شهر در قديم بمعني مملكت بوده ) و يونانيها ساتراپ نوشته اند عدّه قسمتهاى مذكوره بقول يونانيها بيست و شش بوده و ليكن عدّه ايالاتى را كه داريوش در كتيبه نقش رستم ذكر كرده با پارس به سى ميرسد براى كمك كردن بواليها و نيز براى اينكه كلّيّه كارها در دست يكنفر نباشد دو نفر از مركز مأمور ميشدند يكى براى فرماندهى قشون محلّى يا ساخلو بود « 1 » و ديگرى باسم سردبير كارهاى كشورى را اداره ميكرد اين شغل از آن جهة تأسيس شده بود كه مركز بداند احكامى كه بوالى صادر مىشود اجرا ميگردد يا نه بنابراين سردبير طرف مكاتبه با مركز بود و در مواقعى مركز مستقيما اوامرى به او صادر مينمود قلعهها را قلعه بيگىها ( ارگپتها ) اداره ميكردند در ايالات تشكيلاتى هم براى امنيّت عمومى داده شده بود كه به تمام ايالت بسط مىيافت و مركز در جزو اين اداره در همهجا شعبه خبرنگارى داشت علاوهبر اين تأسيسات سالي يك دفعه مفتّشينى از مركز براى ديدن اوضاع ايالات مأمور ميشدند و با اين مفتّشين كه لقب چشم و گوش دولت را داشتند سپاهيانى براى اجراى اوامر آنها اعزام مينمودند دوّم - براى اينكه اوامر و احكام مركز بايالات در كمال سرعت برسد و در موقع اردوكشى معطلى فراهم نيايد داريوش راههائى در ايران و ممالك
--> ( 1 ) - صاحبمنصب مذكور را چنان كه يونانىها گفتهاند كارانس ميناميدند و ( كارا ) در زبان پارسى قديم بمعنى سواد مردم و لشگر است