حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
مقدمه 73
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
دوّم - كمبوجيه « 1 » كوروش از كاساندان دو پسر داشت يكى را نام كمبوجيه بود كه حكومت بابل ميكرد و در زمان غيبت كوروش از ايران نيابت سلطنت به عهده او محوّل ميشد . اسم ديگرى را هرودوت سمرديز نوشته و داريوش بزرگ در كتيبه بيستون برديا نويسانده « 2 » برديا حكومت خوارزم و باختر و پارت و كرمان را داشت و چون طرف توجّه مردم شده بود كمبوجيه پس از اينكه به تخت نشست در نهان او را كشت . كمبوجيه بعد از فوت پدر به خيال ادامهء جهانگيرى پارسيها افتاد ولى چون بعد از فوت كوروش بعضى از ايالات در حال طغيان بودند كمبوجيه در مدّت سه سال بمطيع كردن ايالات پرداخت و در سال ( 526 ق . م . ) عزيمت مصر نمود آمازيس پادشاه مصر شروع بتجهيزات كرده با جزاير يونانى در درياى مغرب و با جبّار « 3 » جزيرهء سامس « 4 » اتّحادى نمود تا آنها بحريّه خود را بكمك وى بفرستند چه يونانيهاى آسياى صغير و فينيقيها چون تابع ايران بودند كشتيهاى آنها جزو بحريّه ايران محسوب ميشد پادشاه مصر تصوّر ميكرد كه كمبوجيه از طرف دريا بمصر حمله خواهد كرد و بدين جهت از يونانيها كمك ميخواست و ليكن به زودى با تأثّر زياد فهميد كه كمبوجيه از طرف تنگهء سوئز بمصر حمله خواهد كرد توضيح آنكه كمبوجيه با رؤساى اعراب بدوى قراردادى بست كه بموجب آن هزاران عرب با مشگهاى پر از آب در منازل عرض راه حاضر شدند و لشگر ايران بدين ترتيب از كويرى كه بين فلسطين و مصر است گذشته داخل مصر شد از خوشبختى كمبوجيه در اين اوان آمازيس كه
--> ( 1 ) - اگرچه داريوش اول در كتيبه بيستون اين شاه را كمبوجيه ناميده و ليكن از نسخه بابلى همان كتيبه و نيز از خطوط قبطى و نوشتههاى مورّخين يونانى و غيره معلوم است كه بعد از كاف ميمى بوده كه نمىنوشتند شايد از اين جهت كه غنّه بوده . ( 2 ) - اسمرديز يونانى شده برديا است بعضى از يونانيها مردياس و مردس نوشتهاند . ( 3 ) - در يونان امراء و زمامداران امور را كه بر ضدّ حكومت ملّى بودند جبّار ( تيران ) ميخواندند ( 4 ) - SAMOS