حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
مقدمه 69
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
آثار عتيقه داشت و در خرابههاى معابد قديمهء بابل بامر او كاوشهائى شد و لوحههائى بيرون آمد راجع بتسخير بابل بدست كوروش دو روايت رسيده يكى از هرودوت و مردم بنى اسرائيل است كه در بابل در اسارت بودند و ديگرى مبني بر مداركي است كه از حفريّات بابل و تحقيقات بدست آمده موافق روايت اولى واقعه تسخير بابل از اينقرار بود : پادشاه بابل در نزديكى آن شهر با پارسيها جنگ كرده شكست خورد و با عده زياد از سپاهيان خود به بابل پناه برد در اين موقع رياست قشون بابل به پسر پادشاه كه بلتشر « 1 » نام داشت محوّل شد گرفتن شهر با حمله محال بود و با محاصره هم خيلى طول ميكشيد زيرا بابلىها در اراضى وسيعى كه در درون شهر بابل داشتند كشت و ذرع ميكردند بنابراين بامر كوروش رود فرات را برگردانيدند و پس از آنكه در مجراى قديم آب كم شد قشون ايران از آن راه وارد بابل گرديد ( 538 ق . م . ) و ليكن در شهر غارت و كشتارى نشد و كوروش با كمال مهربانى با اهالى رفتار نمود موافق منابع بابلى نبونيد مجسّمه ربّ النّوع ( اور ) را به بابل آورده پيروان ( بلمردوك ) آلهه بابليها را از خود رنجاند اينها با كوروش مواضعه كردند و او وقتى كه دياله و دجله نسبتا كم آب بود اين دو رود را برگردانيد و در محوّطهاى كه بين شهر بابل و سدّ بخت النّصر واقع بود داخل شد بعد به طرف شمال حركت كرده و ارتباط قشون بابلي را با شهر بريده آن را شكست داد پس از آن ( گئوبروو ) سردار كوروش بدون جنگ از طرف جنوب داخل بابل شد و پادشاه بابل تسليم گرديد شاه در معبد بزرگ بابل موافق مراسم مذهبى بابليها تاجگذارى كرد و احترام زياد بمذهب و معتقدات اهالى نمود يكى از معاصرين گويد كه كوروش بقلوب اهالى تسكين بخشيد بعد از تسخير بابل تمام ممالكى كه مطيع آن بودند باطاعت كوروش درآمدند از جمله فلسطين و فينيقيّه را بايد ذكر كرد دو شهر فينيقى
--> ( 1 ) - پسر پادشاه را در توراة بلشصّر نوشتهاند