حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

مقدمه 58

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

نيست بعضى از محقّقين به اين عقيده‌اند كه شايد مذهب هرمزدپرستى در ميان ماديها بوده و ليكن مغها آن را آلوده بخرافات و جادوگرى و ساحرى كرده بودند و زرتشت كه از اهل ماد بوده خواسته است آن را اصلاح كند ولى مغها نپذيرفته‌اند و او بباختر رفته در آنجا و سيستان مذهب خود را ترويج نموده كلية چنين به نظر ميآيد كه شاهان ماد مذهب مغها را رسمى و مقام آنها را محكم نموده بودند چه با وجود تغييراتى كه بعد از انقراض دولت ماد روى داد مغها مقام خودشانرا حفظ كردند بنابراين ظنّ قوى اين است كه بزرگ شدن ماد اثر مهمّى در مذهب مغ‌ها و ترقّى آن داشته رويهمرفته در بسيارى از چيزها مادىها و پارسىها به يكديگر شبيه بوده‌اند و تفاوتهاى اساسى بين آنها نبوده چنان كه مورّخين يونانى انقراض دولت ماد و بزرگ شدن پارس را يك واقعه يا امر داخلى ايران ميدانستند و جنگهاى ايران را با يونان جنگهاى مادى ناميده و كلمه ماد را بجاى پارس تا يك قرن پس از انقراض دولت ماد استعمال كرده‌اند معمارى مادى از معمارى دوره هخامنش قديمتر و از معمارى بومى ( يعني زمان قبل از آمدن ماديها بايران ) تازه‌تر بوده و تصوّر ميكنند كه ماديها معمارى را از معمارى وان « 1 » تقليد كرده‌اند آثاريكه بماديها نسبت ميدهند از اين قرار است : 1 - شيرى كه از سنك ساخته‌اند و در نزديكى همدان است . « 2 » 2 - نزديك سرپل بين قصر شيرين و كرمانشاهان دخمه‌ايست كه در سنگ بزرگى كنده شده و موسوم بدكان داود است در اينجا شكل مردى را برجسته در سنگى حجارى كرده‌اند « 3 » اين مرد ايستاده و در حال پرستش است و ( برسم ) « 4 » در دست دارد لباس

--> ( 1 ) - وان پايتخت دولت آرارات يعنى مملكتى بود كه بعدها موسوم بارمنستان گرديد ( 2 ) - اين مجسمه تا 931 ميلادى بىعيب مانده بود ولى حالا افتاده و معيوب شده نلدكه تصوّر مىكند كه از دورهء مادى است ( 3 ) - حجاري برجسته را اروپائىها [ بارل‌يف ] گويند ( 4 ) - ( برسم ) دسته‌اى از تركه‌هاي درخت بود كه با برگ درخت خرما بهم بسته هنگام عبادت بدست ميگرفتند