سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

73

تاريخ ايران ( فارسى )

كه جالب توجه بوده است . ناصر كه در 575 ه ( 1180 ) بر سرير خلافت نشست با تكش خوارزمشاه قرارداد بست و او را برعليه طغرل حكمران سلجوقى عراق برانگيخت . او در اين جنگ فاتح درآمد و طغرل را كشته سرش را بريد به بغداد فرستاد . تكش كه چند ولايت از ملك ايران را گرفته تسليم خليفه كرده بود در عوض از طرف خليفه بلقب سلطان مطلق شرق مفتخر گرديد ، اما اين اتحاد هم دوامى نكرد و چون علا الدين محمد در صدد خلع خليفه برآمد نامبرده نيز از چنگيز خان كه فرسنگ‌ها دور بود استمداد نمود ، آرى اين رئيس اسلام را معتقدند كه وحشيهاى تاتار را دعوت كرده و وا داشت كه به ممالك اسلامى حمله‌ور شوند . دورهء عظمت و اقتدار خوارزمشاهيان مرگ سلطان سنجر مقدمهء انحلال و تجزيهء قلمرو و ممالك متصرفى او بوده است . پس از مرگ آتسز ايل ارسلان پسرش در حيوه بر تخت نشست ولى او نيز مانند پدر در سال 568 هجرى ( 1172 ) بدست قراختائيان مغلوب شد . ايل ارسلان سال بعد مرد و بين دو پسرش تكش و سلطان شاه محمود بر سر جانشينى جنگ و نزاع درگرفت ، مؤيد حاكم نيشابور بكمك شاه محمود برخاست ، ولى تكش او را مغلوب نمود و شاه محمود بنزد شاهان غور پناهنده شد و مؤيد اسير گرديد و تكش فرمان داد تا او را دوپاره كردند . در سال 588 هجرى ( 1192 ) تكش مامور قراختائيان را كه براى وصول خراج آمده بود كشت و اين مسئله بهانهء بدست گور خان داده تا به حمايت از سلطان شاه محمود به تكش حمله نمايد ، تكش حيله به كار برد و آب سيحون را در مقابل سيل دشمن رها كرد و حملهء گور خان به نتيجه نرسيد ، هرچند سلطان شاه در يك حملهء به سرخس به او كمك داده شد و آنجا را به تصرف درآورد ، بالنتيجه غزها از اينجا رانده شده بكرمان هجوم آوردند سلطان شاه بقيهء عمر را در نيشابور سلطنت كرد و در سال 589 هجرى ( 1192 ) درگذشت . تكش چون از شر سلطان شاه محمود آسوده شد . در سال 590 هجرى ( 1194 ) طغرل سوم آخرين پادشاه سلجوقى را مغلوب ساخته و قسمت عمدهء خاك غرب ايران را ضميهء قلمرو خود ساخت . در سال 596 هجرى ( 1200 ) علاء الدين محمد كه حالات او شبيه بحالات سنجر