سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

67

تاريخ ايران ( فارسى )

قوت گرفته تا مدتى خراسان را در تصرف داشتند . ما با شما در اينباب باز صحبت خواهيم داشت . طلوع شاهان خوارزم جد بزرگ شاهان خوارزم انوشتگين يكى از پياله‌داران محبوب ملكشاه بود كه از او در باب جلوس سلطان نامبرده اسم برده شد . جانشين انوشتگين قطب الدين محمد بود ، نامبرده مواجه با حملهء قراختائيان گرديد ، هرچند سپاه عظيمى بمقابلى آنان فرستاد ولى در آخر شكست خورده و ناچار به قبول خراج گرديد . قطب الدين در سال 490 ه ( 1097 ) درگذشت پسرش آتسز مدتى در دربار سنجر مىسالار بود ، ليكن در 533 ه ( 1138 ) از سنجر اجازه خواسته به خيوه رفت و در آنجا بلافاصله پرچم خودسرى برافراشت . اگرچه سنجر او را شكست داده و فرارى ساخت اما طولى نكشيد كه دوباره بخيوه برگشت و مقام حكمرانى خود را بدست آورد . سلسلهء قراختائى بانى سلسهء قراختائى تركستان چين يكنفر امير حادثه‌جوى موسوم به يلوى تاشى « 1 » از خويشان نزديك امپراطور ختا بود . تاشى امپراطور ختاى را در محاربهء با نوچين « 2 » ها كه سلسله‌اى روى خرابه‌هاى امپراطورى ختا تأسيس كرده بوده كمك نمود ولى اين مرد ( تاشى ) چون ديد كه موقعيت امپراطور وخيم و بالاخره رو بزوال ميرود ناچار خود در سال 1123 ميلادى بطلب بخت و اقبال روانهء طرف شمال غربى شانسى گرديد و در آنجا بواسطهء نسب عالى كه داشت مردم از هرطبقه تحت لواى وى جمع شدند و او با سپاه زيادى به تركستان چين حمله كرده و آنجا را به تصرف درآورد و يك حكومت بودائى در حوزهء رود تارم تأسيس كرد ، سپس به خوارزم حمله‌ور شده و چنان كه در سابق گفته شد سالى سى هزار سكهء طلا در آنجا خراج تعيين نموده و دو سال بعد او دامنهء حكومتش را تا حوالى سيبرى رسانيد و لقب گورخانى ( آقاى جهان ) اختيار كرد و آن فاتح بزرگ در 1136 م درگذشت و اين موقعى اتفاق افتاد كه مشغول تهيهء مقدمات حملهء به نوچين‌ها بود . جانشينان اوليهء گور خان صغير

--> ( 1 ) - Yelui Tashi ( 2 ) - Nuchens