سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
729
تاريخ ايران ( فارسى )
تومان شروع به كار نمايند . بعدا قرار شد مشاور كامل نظامى كه يك افسر ايرانى با او ارتباط خواهد داشت انگليسى باشد ، ولى رئيس كل ستاد يك افسر ايرانى تعيين گردد . محققا توصيهء اين پيشنهاد از آنجهت بود كه ميخواستند ايرانيان پايه و اساس اين نيرو را از ابتدا تحت اداره بگيرند . زيرا فعلا ( يعنى زمان تاليف كتاب . مترجم . ) هيچ افسر ايرانى نيست كه لياقت اشغال اين مقام را داشته باشد ، ولى از طرفى ميل ياد گرفتن و قبول راهنمائى اميدوارى ميدهد كه پس از مدتى افسران لايق ايرانى براى ستاد تربيت شوند . پليس جنوب كه تاكنون پنج سال تحت تعليمات افسران انگليسى گذرانيده بودند انتظار ميرفت در اين موقع رل مهمى را بازى نموده و مقام شامخى را احراز نمايند . جاى خوشوقتى است كه ذكر كنيم اين نيروها پس از اعلان متاركهء جنگ چندين بار بواسطهء عمليات جنگى خود را مشهورتر نموده و در بين افسران سرافراز شده بودند . براى شاهد مثال يكى از واقعات مهم سال 1919 را ذكر ميكنيم . در آن سال دستههاى مختلف راهزنان در ولايت اصفهان متحد شده دهكدهاى را نزديك شهر اشغال كردند . حاكم بختيارى درخواست كومك كرد و دو ستون كوچك يكى از شيراز و ديگرى از كرمان حركت كرده و پس از سيصد ميل راهپيمائى در اصفهان بهم نزديك شدند . در آن جا به راهزنان حمله كرده دستههاى متحد و رؤساى آنها را اسير كرده و مقدار زيادى غنيمت از ايشان گرفتند . در نتيجهء اين كار شايان تقدير دولت ايران خود را قادر باعدام نايب حسين يافت . اين شخص سالها كاشان و اطراف آن را دچار ناامنى ساخته بود و حتى توسط دولت ضعيف مركزى به قراسورانى راهها منصوب شده بود . در مورد ديگر در ژوئيه 1920 بود . شيخ حسين نامى كه مدتها حكومت بوشهر را قابل اعتنا نميدانست و دائما در جادهء بازرگانى راهزنى ميكرد مورد حملهء پليس جنوب قرار گرفته خود و پسرش هردو كشته شدند . اما راجع به ديويزيون قزاق ابتدا در راندن بلشويكها از مشهد سر و رشت كار خوبى انجام داد ، ولى روحيهاش بعدا متزلزل شده و عاقبت با كمال خفت و افتضاح از بين خطوط انگليسها در رشت عقبنشينى كردند . در نتيجهء اين