سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

710

تاريخ ايران ( فارسى )

بود ، ولى برادر كوچكترش لياقت بيشترى نشان داد و او از مقام خود كنار رفت . از ابتداى تصادفات من به فرمانفرما اصرار ميكردم صولت را معزول و برادرش را منصوب كند ، ولى شاهزادهء پير مكار مايل نبود رنجش تهران را فراهم سازد . خوش‌بختانه دشمن در 19 ژوئن سيم تلگراف را قطع كرد و من توانستم موافقت فرمانفرما را در اين تغيير و تبديل بدست بياورم ، چه متوجهش ساختم كه با قطع سيم ، او در اجراى منافع حقيقى دولت مطلق و آزاد است . وقتى اين قضيهء اساسى حل شد قوام محققا تحت تأثير دو ضربت سختى كه بدشمن منفورش وارد شده بود راضى باتفاق با ما شد . فرمانفرما بالاترين هنر سياسى خود را به كار زد . محمد خان كشكولى دشمن خونين صولت با ششصد نفر از همراهان خود وارد شد و پس از آن چيزى نگذشت برادر ناتنى صولت بنام على خان او را ترك نموده به برادرش سردار احتشام پيوست . در 29 ماه ژوئن به تپه‌اى كه در يك ميلى محيط شهر واقع بود و بر محوطه باغات تسلط داشت حمله شد و ما هم آن را بتوپ بستيم . در حدود سى نفر به كازرونىها تلفات وارد شد . در حالى كه بما هيچ آسيبى وارد نشد و بعلاوه ملاحظه شد كه روحيهء آنها هم خراب شده است . به زودى اين تفنگ‌چيان كه بايشان سهم بزرگى از نفائس و ذخائر انگليسى و ثروت شيراز وعده داده شده بود ، ولى تاكنون جز صدها نفر تلفات چيز ديگرى نديده بودند شروع به تفرقه نمودند . قشقائيها هم حصهء غارت بيشترى را انتظار داشتند شكايت كردند كه جز تلفات سنگين اسب و نفرات در جنگ با انگليس‌ها طرفى نه‌بسته‌اند . بعلاوه اينها بواسطهء نگاهداشتن احشام و گوسفندان خود در سرزمين‌هاى پست كه علف‌هاى آن‌رو با تمام گذارده بود هزاران راس از احشام خود را در اثر بروز امراض مسريه از دست دادند . بين قشقائيها و كازرونىها هم بر سرخرمن‌هاى غارت شده نزاع دائم در جريان بود كه باعث ريخته شدن خون‌هائى هم ميشد . كازرونىها هم با ساير متحدين و قسمت عمده‌اى از خود قشقائىها عهدشكنى كرده و متفرق شدند . بدينطريق فساد و انحلال در بين آنها بروز نمود .