سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
695
تاريخ ايران ( فارسى )
اين افسر باتفاق چند افسر جزو كارمندان دريائى در تابستان 1918 به انزلى رسيده و مشغول تجهيز چند كشتى بخارى شدند . پس از تخليهء بادكوبه او به كراسنوودسك رفته و توسط منشويكها با گرمى پذيرائى شد . در اين بندر پايگاه دريائى ايجاد كرده و به تسليح كشتيهاى تجارتى مشغول شد بطوريكه در اواخر اكتبر 1918 چهار كشتى مهيا و مجهز براى كارزار داشت . در اين فاصله هم با ژنرال بيچراكوف رابطه برقرار كرده و اين ژنرال ناوگان مركزى خزر را كه همكار قابل اعتمادى براى دنسترويل نبود با انگليسها همراه ساخت اين دو ناوگان متحد در 17 نوامبر در باكو ظاهر شده و باراندازهاى ويران را تصرف كردند . تركها از شهر خارج شده و انگليسها آن را تصرف كردند . پس از اين واقعه طولى نكشيد كه ناوگان مركزى خزر كه مركز دسيسهء بلشويكها و سرچشمهء خطر شده بود سعى كرد فرار كند ، ولى مجبور به تسليم بانگليسها گشت . نوريس كه استعدادش با چند ناوچهء موتورى ساحلى و يك واحد هواپيمائى و چند كشتى مجهز بازرگانى افزوده شده بود مشغول تسخير تمام بحر خزر گشت . در بهار سال 1919 پس از آنكه يخها ناوگان بلشويكها را در حاجى طرخان رها كردند قسمت اعظم كشتىهاى دشمن به الكساندروسك حركت كردند . نوريس در 21 ماه مه خود را در آنجا حاضر كرده و ناوگانش با كمك تواناى هواپيمائى سى فروند از كشتىهاى جنگى را مورد حمله قرار داد و چهارده فروند آنها را نابود ساخت . بحريهء بلشويكها محققا مغلوب شد و تا موقع عقبنشينى انگليسها در ماه اوت و واگذارى ناوگان به روسها كه زحماتشان را نوريس با خرابى پايگاه آشورهده كم كرده بود تفوق انگليسها در بحر خزر بىمدعى بود و يك صفحهء درخشان ديگرى بر اقدامات بحريهء انگلستان افزوده شده بود . ضمنا افراشتن پرچم سفيد يادداشت آنتونى جنكينسن « 1 » را بخاطر مىآورد كه مينويسد « صليب قرمز سنجرج را برافراشت در پرچمهاى ما . . . . . كه من تصور ميكنم هرگز قبل از آن در درياى خزر ديده نشده بود . »
--> ( 1 ) - Antony Genkinson