سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
689
تاريخ ايران ( فارسى )
خويشتن را بر دشمنانش تحميل نمايد . يك قدم مفيدى كه در اين راه برداشته شد سرباز گيرى بود ، كلنل ر . ل . كنيون « 1 » قونسول لايق انگليس در كرمانشاه قبلا نيروئى از كردها براى محافظت جادهها تا حوالى مرز تركيه تشكيل داده بود . دنسترويل نيز در اين موقع نيروهاى همانندى در همدان و بعدا در قزوين تشكيل داد . او از اين نيروها انتظار زيادى نداشت و آنها هم بيش از انتظار كارى صورت ندادند ، ولى با موقعيت او كه عملا سپاه جنگجوئى وجود نداشت بايد تصديق كرد كه قواى مزبور به اين بازى يا قمار جسورانهء او كمك نمودند . تركها كه دو لشكر ضعيف در نزديكى درياچهء اروميه موجود داشتند از آنجا خطى را به طرف جنوب تا سقز و سنه در اختيار داشتند . دستهء كوچكى پيش قراول در بيجار مراقب آنها بود و همان باعث تشكيل يك دستهء انگليسى در آن ناحيه گرديد در زنجان نيز همين عمل با موفقيت صورت گرفت . در هردو مورد اين قوا با مخالفت شديد روبرو شدند و افسران جوان در مقابل از خود لياقت بخرج دادند كه بر اعتبار آنها بسى افزود . در صورتى كه تركها در اينموقع از خود ابتكارى نشان ندادند . ورود كمك و لشكركشى بر ضد جنگلىها بعد از عقبنشينى دنسترويل طولى نكشيد كه جنگلىها بانك رشت را تصاحب نموده مدير آنجا و قونسول انگليس را توقيف نمودند . در ماه مارس آنان خود را براى تصرف قزوين كه از ايشان در آنجا استقبال به عمل آمد حاضر ساختند ، معلوم است كه پس از تصرف قزوين آنان در 90 ميلى پايتخت قرار گرفتند . اما بيچراكوف ناگهان به طرف شمال حركت كرده و درست بموقع جلوى آنها را گرفت . صمصام السلطنه بختيارى كه جدا و علنا مخالف با متفقين بود آنوقت در رأس دولت ايران قرار داشت و كوشش نمود كه بيچراكوف را مجبور بخروج از ايران كند ، ولى نامبرده كه ميدانست چگونه در اينموقع رفتار كند چنين اظهار داشت كه وى مايل است هرچه زودتر ايران را ترك كند ولى تأخير او به علت وجود نيروهاى كوچك خان است . در ماه ژوئن يك ستون مركب از اسواران چهاردهم ، يك آتشبار ، يك هزار تفنگچى
--> ( 1 ) - Colonel R . L . Kennion