سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

678

تاريخ ايران ( فارسى )

را در حوالى شهر بابك به سختى مجازات نموده و يكى از استحكامات تقريبا نفوذناپذير آنها را تصرف نمود . اورتون در مراجعت بمقر خود بيك حركت سريع ديگرى براى سركوبى و مجازات دسته‌اى از چهارراهىها كه اخيرا مرتكب چند فقره راهزنى شده بودند پرداخت . ويليامز با دستجات سواره دزدان را در سه قريه غافل‌گير نموده و در نتيجه تلفات جديدى به آنها وارد آورده و مقدار زيادى از احشام و ديگر اموال مسروقه را مسترد داشت . دژ اصلى چهارراهىها ويران شد و رئيس آنها كه دستگير گرديد التزام داد كه ديگر براهزنى نپردازد و بنابراين با اخطار شديد و جدى آزاد شد . اين عمليات در اعادهء امنيت و استقرار عدالت اثر بسيار نيكوئى داشت ، از اين تاريخ به بعد بين اين قبايل دزد و راهزن مشاهدهء يك ستون كوچك كه بين تپه‌هاى ناهموار حركت نموده و عدالت را با كمال موفقيت برقرار ميساختند يك قانونى پريشان‌كننده شده بود و اين براى آنها مفيد و نافع بوده است . فائدهء بزرگ و بىپايان براى نفرات ( وابستهء ) پليس جنوب از اين قضايا آن بود كه از سربازان كار آزموده و كهنه‌كار استفاده‌هاى زيادى برده و آموختند كه چه قسم حركت نموده ، چگونه خيمه برافراشته و بالاخره چه نوع جنگ كنند . اما براى حكومت ايران و آن برقرارى نظم و امنيت در جنوب ايران بود كه بسرعت انجام گرفت ، ولى مادام كه هرحاكمى در ايران خود عملا يك دزد و راهزنى بيش نبوده و هيچگونه كوششى براى بهبود اوضاع اتباع خود نمىكند افزودن امنيت مخصوصا براى طبقهء حاكمه كه خون ملت را مىمكند سود بيشترى دارد . بارى در آخر سال 1917 در جادهء اصلى و عمومى جنوب ايران دزدى و راهزنى عملا موقوف شده بود و امنيت آنجا از آنقدر كه من در ده سال پيش ديده بودم بمراتب بيشتر و رضايت‌بخش‌تر گرديده بود . اما افسوس ! اين وضعيت رضايت‌بخش قضايا فقط نشانه‌اى از سكوت و آرامشى قبل از طوفان بوده است .