سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

670

تاريخ ايران ( فارسى )

قشقائىها از جمله مسائل بسيار مهمى كه ما با آن مواجه شديم يكى مناسبات با قشقائىها ، ايلات خمسه و ديگر قبائل بدوى و چادرنشين بود . البته مهمترين آنها قشقائىها بودند كه از نژاد تركمان مىباشند و زبان تركى را هنوز در بين خود نگاه داشته‌اند . عدهء اين ايل در اين ايام در حدود يكصد و سى هزار نفر است . قشلاق و ييلاق قشقائىها خيلى از هم دور است و آنها بيش از هرايل و قبيلهء ديگرى در ايران راه پيمائى ميكنند . مهاجرت زمستانى آنها تا گله‌دار نزديك خليج فارس ادامه مىيابد و نقل و انتقال آنها در تابستان در حوالى قوميشه 200 ميل شمالىتر است و آنها در اين قسمت با بختياريها اتصال مىيابند . چندين نواحى و بلوكاتى كه فارس در آن ، قسمت شده كاملا در دست قشقائىها بوده و آنها بدين ترتيب يك جمعيت يكصد هزار نفرى از ده‌نشين‌ها را در كنترل داشته‌اند . مطابق رسوم ، هرخانوارى در اين ايل يك مرد جنگى تهيه مىكند ، اما در حقيقت بيشتر بواسطهء سختى از لحاظ خواربار هيچوقت بيش از پنج هزار قشقائى براى جنگ حاضر نبوده‌اند . قشقائىها 25 هزار تفنگ موزر در تصرف داشتند ، بعلاوه در موقعى كه با ما وارد نبرد ميشدند مقدار زيادى مهمات در اختيار داشتند . مهمترين طوائف و ايلات مهم آنها عبارت بودند از در شورى ، كشكولى ، فارسىمدان ، شش بلوكى ، صفى خانى و گله‌زن اوغرى . نيروى بدنى آن‌ها خوب و در شجاعت آنها حرفى نبود . مناسبات ما با صولت عموما كش‌دار بود . مراجعه بكتابهاى آبى ده سال قبل از جنگ نشان ميداد كه او نمونهء كامل يك باديه‌نشين يعنى غيرقابل اطمينان . كينه‌جو ، بدگمان ، طماع ، حريص و در بعضى مواقع داراى اخلاق بچه‌گانه بود . وى با بودن ما در فارس مخالف بود . زيرا ميدانست كه اگر ما موفق باعادهء نفوذ حكومت ايران در فارس بشويم مقام « پادشاهى بىتاج » او از بين خواهد رفت . هم‌چنين منبع بزرگ ثروت او كه از راههاى نكوهيده و گرفتن باج سبيل از ملاكين بدست ميآمد قطع خواهد شد . وى يك اكراه مغلوب نشدنى در پرداخت هرمالياتى از خود نشان مىداد در صورتى كه آن را به تمام كمال جمع ميكرد و در نتيجه او بسيار ثروتمند شده بود . رويه و مشى ما با او اين بود كه به قدر مقدور با وى دوست باشيم و به تمام وسائل ممكنه او را از غارت و