سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
656
تاريخ ايران ( فارسى )
نيست . بدين جهت ما مقدارى گندم با خود همراه برديم . در قوميشه فرماندار از ما درخواست كرد كه عدهاى گوسفند و اموال مسروقهء ديگر را كه دزدان به يكى از دهات واقع در چند ميلى جاده بردهاند پس بگيريم . به نظر ميرسيد كه زدن ضربت به دزدان از لحاظ عدالت و امنيت كار عاقلانهاى باشد . بنابراين در حركت شتاب شده و قريهء مزبور محاصره گرديد . دزدان اسير شده و اموال مسروقه پس گرفته شد . دو تن از اسرا كه جزو سردستههاى دزدان بودند به مقامات صلاحيتدار محلى تحويل داده شد ولى آنها پس از مدتى بواسطهء رشوهء هنگفتى كه دادند آزاد شدند افسوس اين است وضع كشور ايران ! ! وقتى ما وارد شهرستان فارس شديم يك افسر و چندين سوار از ژاندارمهاى سوئدى را ملاقات كرديم و در تمام راه پستهائى كه توسط اين نيروها نگاهدارى ميشد بازرسى نموديم . در ايزد خاست باده آن كه روى يك صخرهء مجزائى به شكل يك كشتى بنا شده بود ما دريافتيم كه در منطقهاى واقع شدهايم كه دزدان آنجا را كاملا به باد يغما دادهاند . قبايل بوير احمدى بدون ترس از مجازات از چهار معبر از طرف مغرب حمله مينمودند . نتيجه اين شده بود كه جاده كاملا متروك شده و ما در تمام مدت حركت فقط يك كاروان در جاده مشاهده نموديم . در آباده ما محمد على خان قشقائى را ملاقات نموديم . نامبرده ادعا ميكرد كه براى انگليسها خدمات زيادى نموده و ازاينرو تقاضاى پول هنگفتى مينمود . من به اين شخص اعتماد ننمودم و اين عدم اعتماد من در سال 1918 كه او برعليه انگليسها حمله كرد بر من كاملا ثابت شد كه درست بوده است . آباده شهر كوچكى است كه در 150 ميلى جنوب اصفهان يا تقريبا در نيمهء راه شيراز واقع شده و بواسطهء موقعيت و وسعت خود پس از شيراز مهمترين مركز و پايگاه ما در فارس شد . اهالى آنجا كه بين آنها عدهء زيادى بهائى و دموكرات بودند هيچوقت با ما مناسبات دوستانه نداشتند . نواحى فارس شمالى خيلى مرتفع است . ارتفاع متوسط آن به شش هزار پا ميرسد . جلگهء مرتفع كه ارتفاع آن افزايش مييابد در تنگهء كولىكش بالغ بر نه هزار پا