سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

654

تاريخ ايران ( فارسى )

در اين اثنا مقامات رسمى هند يك دسته پياده‌نظام برياست يك افسر انگليسى براى تحت‌نظر گرفتن اسرا فرستادند . يك دستهء ديگر مركب از هفتاد پياده براى محافظت كاروان حامل مهمات و اسلحهء جنگى براى تيپ كرمان فرستاده شد ، همچنين يك دستهء سومى كه براى تقويت اسكورت اصلى بوده است . كاروان مزبور بسلامت بكرمان رسيد ، هرچند كه در يك مسافتى مورد تعقيب عده‌اى از افراد بهارلو واقع گرديد . بارى اين اسكورت بعدهء 140 نفر كه با يك توپ كوهستانى و عده‌اى توپچى تقويت مىشد به سعيد آباد شهر سيرجان حركت نمود . چند روز بعد ماژور ل . س . واگستف با دو دستهء متحد ديگر بعدهء پنجاه نفر تيرانداز از راه بافت به سيرجان آمد ، حسين خان و عبيد الله به طرف داراب فرار كردند و دستهء كرمان در تعقيب خود نتوانست آنها را بگيرد . اينجا قسمت اول حادثه خاتمه يافت . حسين خان پس از دو هفته از فرارش به مدد عده‌اى از مردان عشائر و اسراى آزاد شده ناگهان سعيدآباد را گرفت . بىشك او با سكنهء شهر در ارتباط بوده است . چه آن‌ها ويرا استقبال نموده و به روى اردوى سپاهيان انگليس نيز شليك نمودند . با وجوديكه زمينهاى اطراف شهر برهنه و خالى از پناه و حفاظ بود واگتف فورا به حمله پرداخت و چون در طرف شمال شهر ديوارهائى وجود داشت وى با استفاده از توپخانهء پياده‌نظام موفق شد كه با پيشرفت تدريجى خود در شامگاهان به شهر وارد شود . حسين خان و همدستان او در تاريكى شب فرار نمودند . اين واقعه يعنى اولين پيروزى درخشان مسلح كه در ايالت كرمان توسط نيروهاى هندى بدست آمد در بهبود موقعيت اثر نيكوئى داشت . چه اخبار اين موفقيت بطور مبالغه‌آميزى در تمام جنوب ايران پراكنده شد . وضعيت فارس پس از مرگ تأسف‌آور قوام الملك پسر او بعد از تحكيم و بهبود موقعيت خود در شيراز به گشايش روابط دوستانه با دشمن ديرينه و اجدادى خود صولت الدوله رئيس طائفه قشقائى كه از شخصيت‌هاى مبرز در جنوب ايران بود پرداخت . فرمانفرما با نيروى خود يعنى محافظين شخصى كه به تعداد دويست نفر با دو مسلسل سنگين بودند در فصل تابستان به اصفهان رسيده بود . در آنجا