سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
645
تاريخ ايران ( فارسى )
كه ايلات عرب در آنجا سكونت داشتند و آنها از قوىترين ايلات و عشائر بشمار ميآمدند . مخصوصا ايل بهارلو كه با آلمانها همراه بوده و تشكيل سپاهيان محلى آنها را داده بودند اين مسئله از عقل دور بود كه با چارپايان كرايهاى از نقاط ييلاقى آنها عبور كنيم كه صاحبان آنها به آسانى ممكن بود كه با اندك تحريكى به طرف آن ايلات جلب شده و اسباب زحمت ما را فراهم سازند . پس از تبادل نظر زياد با افسران و صاحبمنصبانى كه بودند بالاخره نظريهء من مورد توجه واقع شد و قرار شد كه برطبق آن عمل شود . بالجمله كلنل ج . ل . فارن « 1 » را كه بعد از ورود ما به كرمان بلافاصله شروع به كار كرده بود با سه نفر صاحبمنصب ديگر در آنجا گذاشتيم كه مشغول تشكيلات كرمان باشند . نامبرده در اين وظيفهايكه بعهدهء او گذاشته شده بود كاملا هم موفق گرديد . البته نظر به روابط دوستانهء سكنهء آن شهرستان با ما ، مخاطره و بيم اينجا خيلى كم بود . و الا اگر الفت و علاقهء مردم اينجا نسبت بما نبود او را تنها گذاشتن خالى از مخاطره نبوده است . ولى بايد دانست كه اين پيشرفت او مزيد بر اعتبار او و ستادش گرديد . بالاخره ستون در 28 ژوئيه به طرف يزد كه مقصد اولى بود روانه گرديد . اين راه تماما در يك دشت وسيعى واقع شده كه نگارنده مكرر از آنجا گذشته است . در دو نقطه يكى بهرامآباد و ديگرى انار كه دو محل عمده است ادارهء تلگراف مىباشد كه بدست مأمورين يا تلگرافچىهاى لايق ارمنى اداره ميشد . روزها كه هوا گرم بود براى اينكه جاى سايهاى داشته باشيم وسط روز به پناه باغها مىرفتيم و از تماشاى درختهاى پستهء زيادى كه با ترتيب خاص قابل ملاحظهاى كه در كشت آنها رعايت شده بود محظوظ ميشديم . اهالى انار مخصوصا در انتظار هجوم و حمله ايل بهارلو به آن حدود بودند . چنان كه كمى پس از حركت سپاهيان ما اين هجوم هم واقع شد . آنها از من خواستند كه قسمتى از قواى خودمان را آنجا بگذاريم در صورتى كه اين مسؤل آنها قابل اجابت نبود . ولى به آن ها گفتم كه تيپ كرمان شروع به سربازگيرى نموده و در موقع خود به كمك آنها خواهد آمد . در اينجا من متوجه اين نكته شدم كه وظيفهاى را كه به عهده گرفتهام بيش از اندازهاى كه خيال ميكردم سنگين و اوضاع آن سامان زياده از حدى كه تصور مىرفت خراب است .
--> ( 1 ) - Colonel G . I . . Farran