سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
622
تاريخ ايران ( فارسى )
سياست آلمان در خاورميانه مقصود اصلى دول مركزى ( يا آلمانها ) اين بود كه اغتشاش و آشوب در ايران و افغان و نيز سرحدات هند برپا كرده و از اين راه براى انگليس و روس توليد مشكلات نمايند و بالاخره ايران را خواهى نخواهى داخل در جنگ عالمگير كنند . اين نقشه چنان كه ملاحظه مىشود خالى از نقص و كاملا درست بود ، چنانچه آلمانها در اين كار موفق ميشدند و دومين دولت مستقل اسلامى را برعليه روس و انگليس وارد در جنگ ميكردند هرآينه اينموضوع تقويت مىيافت كه قسمت اعظم عالم اسلامى بدشمنان ما پيوسته و بر ضد ما داخل در جنگ ميشدند . اين مسئله فوائد عظيمهاى در آسيا بآلمانها عائد ميداشت كه از آن جمله اتحاد با افغانها و طغيان و آشوب عشائر متعصب سرحد شمال غربى هندوستان بوده است . فعاليت نمايندگان آلمان در ايران بسى قابل ملاحظه بود . چنان كه در اين باب اسنادى كه بدست آمد ثابت نمود كه آنها نقشههاى بسيار وسيعى كشيده بودند كه از جمله سازشهائى براى تهيهء مهمات در آرتش هند ، به پا كردن شورش در آن كشور و حمله به نمايندگان هيئتهاى انگليسى در سراسر ايران بوده است . نقشهء اين عمليات تا آنجا كه مربوط به ايران بود شامل دو قسمت است . عمال و نمايندگان آلمان با پولهاى هنگفت زياد ، مسلسل و هفتتير مجهز شده و با تفنگهاى زياد مأمور بودند عشائر و ايلات را تحت سلاح درآورند و در سرتاسر كشور آشوب و هرجومرج راه بيندازند و نيز مأمور بودند كه تمامى اتباع و رعاياى روس و انگليس را كه در شهرهاى ايران ميزيستند بيرون كرده و اموالشان را غارت كنند و ديگر نمايندگان آنها را كشته و خزانههاى بانك شاهنشاهى ايران را تصرف كرده و نيز اموال و نقود شركتهاى روسى و انگليس را از بين ببرند . اين جماعت قدمهاى وسيعترى برداشته يك هيئتى فراهم كردند كه دستور داشتند خود را از راه ايران به افغان و بلوچستان برسانند و اوراقى را كه يك كتاب ميشد دست آنها دادند كه در آن حدود انتشار دهند . اوراق و برگهاى مزبور بامضاى وزير خارجهء آلمان بعنوان امير افغان و پادشاهان بومى هند نوشته شده بودند . مبلغين آلمانى برعليه مسيحيت مشغول تبليغات شده و بديانت اسلام اظهار عقيده مينمودند و اين مأمورين انتشار ميدادند كه ملت