سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
620
تاريخ ايران ( فارسى )
هزار نفر به ضميمهء سه رژيمان سپاه ترك مىباشد . انگليسهائى كه عقب نشسته بودند در يك موقعيت خطرناكى قرار گرفته و با وجود دلاوريهاى زياد باز نزديك به محاصره بودند . رويهمرفته اينها تلفات زيادى را متحمل شدند ، اما دشمن از خود عزيمتى براى حمله به قشون اصلى در اهراز نشان نداد . خصوصا وقتىكه خبر شكست شيبه در چند ميلى بصره را شنيدند به كلى از اين خيال منصرف شدند . درعينحال نيروى قابل ملاحظهء ترك در آن حوالى شروع به يك نمايش نظامى تهديدآميزى نمود . در ماه آوريل ژنرال سرجان نيكسون « 1 » به كمك سرلشكر سرآرتر بارت كه صحت مزاجش مختل شده بود آمد و تقريبا به فوريت پيشرفت به طرف شمال آغاز شد . در اينجا بيان اين مطلب به تفصيل كه آيا اين اقدام او عاقلانه بود يا نه خارج از گنجايش كتاب است . ولى همينقدر مينويسم كه بسيارى از اعتراضاتى كه در اين باب شده منشأ آن عدم اطلاع از اين حقيقت بوده و نميدانستند كه مقصود آن اساسا جلوگيرى از قشون ترك بوده است كه از راه ايران به طرف افغان حركت نكند و چنانچه ما به تصرف بصره قانع ميشديم و دفاع ايران را به روسيه واگذار ميكرديم اين عمل واقع ميشد ، يعنى تركها خود را از راه ايران بافغانستان ميرسانيدند و بمحض رسيدن قواى ترك با افسران آلمانى بافغان ديگر محال بود كه امير حبيب الله خان بتواند در جريان جنگ به معاهداتى كه با انگليس داشته است عمل نموده و وظائف خود را انجام دهد . خود او يا از امارت خلع شده بقتل ميرسيد و يا او را مجبور ميكردند كه به معيت تركيه به هندوستان حمله برد . احتمال قوى داشت كه لشكريان ترك به معيت سپاه افغان و هزاران عشائر جنگى به هند حمله برده و با همان پادگانهاى تهى مغز ما كه آشوب داخلى هند آنها را از كار بازميداشت بالاخره توليد مشكلات بزرگى براى ما بنمايند . همانطور كه كشتى جنگى آمدن « 2 » آنوقت راه عبورومرور بحرى را سد كرده و توليد آن همه خسارت نمود . از جمله اقدامات سرلشكر سرچار لزتون شند « 3 » رئيس كل قوا اين بوده است كه در اين نقطهء مهم تاريخى
--> ( 1 ) - Sir John Nixon . ( 2 ) - Emden ( 3 ) - Sir Charles townshend