سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
603
تاريخ ايران ( فارسى )
او گوش ميدادند . اينجا بود كه روسها اظهار داشتند كه جان اتباع آنها در خطر افتاده و نيروهاى زياد به آنجا وارد گردند . اهالى عمده و بزرگان مشهد كه من با آنها تماس نزديك داشتم بطور وضوح دامى را كه تعبيه شده بود ديدند و تمام كوشش آنان براى نجات از اين بحران بىنتيجه ماند . روسها تصميم به بمباران مزار مقدس كه در دست جاسوسان خودشان بود گرفتند و آنها به اين مطلب كه تودهء مردم ساكت و آرام باشند يا نه هيچ اهميت نميدادند . در 29 ماه مارس توپخانهء آنها شروع به فعاليت و شليك نمود . عملا هيچگونه مقاومتى به عمل نيامد . هرچند كه يوسف هراتى و مردان وى مطابق تعليماتى كه به آنها داده شده بود چند تيرى خالى كردند ، ولى فقط يك عده زوار بىگناه و مردم بدبخت كشته و مجروح شدند . پس از آنكه تاريكى همه جا را فراگرفت يوسف و ديگر مزدوران و جاسوسان را در يك واگونى از يك دروازه كه روسها در حصار شهر باز كرده و در تحت مراقبت و محافظت داشتند بخارج فرستادند . چند روز بعد يوسف هراتى به من نامهاى نوشته و شكايت كرد كه همقطار من پاداش زحمات و خدمات او را بطور كافى نداده است . روسها در اينموقع مقامات ايرانى را تحريك نمودند كه وارد در عمل شوند . يوسف هراتى دستگير شده و بدون محاكمه بقتل رسيد و نعش او را براى عبرت مردم در كوچهها گردانيدند . چون نتوانستم از بمباران جلوگيرى نمايم بر ضد آن به سختى اعتراض كرده بودم و روز بعد اصرار نمودم كه از آن مزار ديدن نمايم . البته اجساد مقتولين و مجروحين را از آنجا برده بودند ، ولى خسارات و زيانهاى وارده بر اثر بمباران بىجهت كه بدون آن روسها معتقد بودند كه در پى فرمان يك آدم احمقى رفتهاند كاملا ظاهر و آشكار بود . خزانهء حضرتى كه داراى نفايس و هداياى گرانبهاى امراء و سلاطين و ديگر زائرين بود به بانك روس انتقال داده شده بود . پس از بازديد نگارنده آن را پس دادند ، هرچند كه بعضى از آن اشياء قيمتى و گرانبها را دستبرد كرده و از بين برده بودند ، ولى متولى حرم را با تهديد به مرك حاضر كردند تا سندى را امضاء كند كه تمام خزانه را تحويل گرفته است . غرض ، بازديد من بدرستى يا به غلط باعث اعادهء خزانه شد . ايرانيان هميشه قادر نيستند