سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
601
تاريخ ايران ( فارسى )
عزل شوستر نمود . مجلس از قبول اولتيماتوم ثانوى سرباز زد و فريادهاى « مرگ يا استقلال » بلند شد . در تبريز و رشت مليون به سپاهيان روسى حملهور شدند و آنها هم تلافى نموده كيفرهاى سخت و شديد دادند . مخصوصا در تبريز علنا پيشوايان مذهبى و ديگر زعماى قوم را بدار آويختند . در اينموقع لشكريان روس به طرف تهران روانه شدند و ايرانيان كه از خيال باطل بيرون آمده بودند يگانه چاره را در لزوم تسليم ديدند . لذا بفوريت كميسيونى تشكيل شده و شرائط اولتيماتوم را قبول نمودند و بدين ترتيب پيشرفت بعدى مهاجمين متوقف شد . عدم موفقيت شوستر در برقرارى و به روى كار آوردن نظم و نظام معتدل و ميانهاى خارج از هرجومرج فوق العاده تاسفآور و باعث دلسردى و نوميدى دوستان ايران بوده - است . محققا انتخاب او براى اين مقام موجب تأسف و حاكى از بدبختى بود ، چه او صفات و مزاياى فوق العادهاى كه براى مواجههء با كارهاى سخت و پيچيده لازم مىباشد فاقد بود ، ولى اگر شوستر بجاى عدم كفايت و لياقت لايق و برازنده هم بود هيچوقت روسيه نميگذاشت او در كارش موفقيت حاصل كند . از اينجا بايد گفت كه او در تسميهء اعتذار خود به « اختناق ايران » محق بوده است . بمباران مزار مشهد . مارس 1912 م در ميان عمليات روسها در ايران عملى كه بيش از بمباران مزار امام رضا باعث بدنامى آنها باشد خيلى كم است . همانطور كه سابقا در اين فصل ذكر شد همقطار روسى من در شهر مقدس مشهد براى منافع شاه مخلوع جدا كار ميكرد . او حتى تا اينقدر جلو رفت كه يوسف هراتى را كه يك اجنت ( جاسوس ) مفسد و بدنامى بود تحريك نمود كه از مامن و پناه كنسولگرى برله شاه تبليغات نمايد . من اين وقايع را به سفارت بريتانيا گزارش دادم و نتيجه اين شد كه مطابق تعليمات سفير روس يوسف و همكارانش از كنسولگرى به خارج رانده شدند ، ولى او فورا به مزار و مكان مقدس شتافت . همقطار من باز توانست او را در همان مكان استخدام نمايد . چون او خود را در آن مكان مقدس مستقر ساخت توانست كه عدهء زيادى زن و مرد را دور خود جمع نمايد . از بين اين عده صدها نفر از زائرين بودند كه به نطقهاى مهيج مرتجعانهء