سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

589

تاريخ ايران ( فارسى )

بر تمام طبقات اين مطلب معلوم بود كه شاه قصد ندارد مطابق قانون مشروطيت حكمرانى كند و حتى سفارت انگليس از اين وضعيت دچار ياس و نوميدى شد . شايد حمايت و پشتيبانى علماى نجف بيش از هرعامل ديگرى براى روشن نگاهداشتن آتش مشروطه‌خواهى و جنبش‌هاى ملى در بيشتر نقاط مانند اصفهان و مشهد مؤثر بوده است . در اصفهان بختياريها در تحت رياست صمصام السلطنه وارد صحنه شده و خود را طرفدار اصول مليت و مشروطيت قلم دادند كه آن براى شاه يك خبر بد شومى بود . رشت هم به زودى از اصفهان پيروى كرده و در تحت پيشوائى محمد ولى خان معروف به سپهدار اعظم قيام نمودند . نامبرده سپاهيان تحت فرمان عين الدوله را راهنمائى مينموده و تصور ميرود كه براى نجات املاك وسيع خود از غارت و چپاول به مليون پيوست . او را يكمرد جبان و غيرقابل اعتماد توصيف نموده‌اند ، ولى رويهمرفته چون از ملاكين درجهء اول شمرده ميشد پشتيبانى او خيلى گرانبها بوده است . وضعيت در تبريز تا آنجا كه مربوط به عمليات نظامى است در حال ركود بود . دو كشور اروپائى ( روس و انگليس ) طبعا براى اقليت اتباع خود مضطرب بودند . بالاخره تصميم گرفته شد كه در آوريل 1909 آرتش روسى براى حفاظت اتباع بيگانه بدانجا فرستاده شود . اين تصميم بموقع اجرا گذاشته شد و بدين ترتيب محاصره خاتمه يافت . اين عمل نظامى روس‌ها تمام اميدواريهاى محمد على شاه را از بين برد ، چه نيروهاى او با بارهاى غارت پراكنده شده و به خانه‌هاى خود برگشتند . پيشروى از رشت دفاع طولانى مليون از تبريز به نقاط و مراكز ديگر اجازه داد كه قوائى ترتيب دهند . در ميان آنها عمده رشت و اصفهان بود . در رشت عناصر اصلى جنگجويان مشتمل بر قفقازيها يا تركهاى مسلمان و ارمنىها بودند . مهمتر از همه يفرم يا يپرم يك ارمنى ترك بود كه در انزلى ( پهلوى فعلى ) به شغل بنائى اشتغال داشت . چون هم شجاع و هم متدين و درستكار بود به زودى نفوذ زيادى پيدا كرد . سپهدار با جان و دل هيچوقت با مشروطه همراه نبود ، بلكه همان صورت ظاهر تنها بوده است ، ولى او فهميد كه اگر كوچكترين علامت تردد و دودلى از خود نشان بدهد