سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
585
تاريخ ايران ( فارسى )
دو دولت مزبور بنا نهاده بودند و وقتى كه ترتيب مناطق نفوذ را ديدند يقين كردند كه آن مرحلهاى است از مراحل تقسيم ايران و وقتى كه روسيه تصميم به تصاحب منطقهء خود گرفت معلوم گرديد كه حق بجانب ايران بود و آن نتيجهاى كه داد اين بود كه با وجود يك يادداشت از طرف سفارت انگليس كه ايران را از هدف و مرام و مقصود قرارداد مطلع ساخته و اطمينان داده بود كه زيانى از آن متوجه ايران نيست انگلستان از موقعيت و مقامى كه در ايران داشت به كلى افتاد و او را كه به چشم يك دوست مورد اعتماد و حامى نگاه ميكردند حال به نظر سوءظن نگريسته شد . برون با ذكر يك ضرب المثل ايرانى اينموضوع را گوشزد مىكند « دشمنان آدمى سه گونهاند : دشمن ، دشمن دوست و دوست دشمنان » شكى نيست كه موفقيت قابل ملاحظهء تبليغات آلمان در مدت جنگ بزرگ ايران و خصومتى كه ايرانيان نسبت به بريتانيا نشان دادند بيشتر بدان علت بوده كه بريتانيا دوست روسهاى دشمن ايران بود . اشعار زير خطاب به سرادواردگرى ( وزير خارجهء آنوقت ) نظر ايرانيان را از يك حيث معلوم ميدارد چه بوده است : سوى لندن گذراى پيك نسيم سحرى * سخن از من ببر گو به سرادواردگرى نه همين زير پى روس شده ايران پست * بلكه افغانى ويران شده و كاشغرى ور همى گوئى روس از سر پيمان نرود * رو بتاريخ نگر تا كه عجائب نگرى در بر نفع سياسى نكند پيمان كار * اين نه من گويم كاين هست ز طبع بشرى خاصه چون روس كه او شيفته باشد بر هند * همچو شاهين كه بود شيفته بر كبك درى ورنه اين روس ز مشروطه چرا در ايران * راند قزاق و نهاد افسر بيدادگرى * * * گرچه خود بىثمرى نيست كه اين جيش كذى * سفرى كردن خواهند به صد نامورى سفر ايشان هند است و تمناشان هند * هند خواهند ، بلى نرمتنان خزرى