سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

578

تاريخ ايران ( فارسى )

هيچ عقيده‌اى استوار نبودند و حاضر بودند براى مستمعين‌شان در هررشته‌اى سخنرانى كنند . ايرانيان به آسانى تحت تأثير فصاحت و بلاغت واقع ميشوند ، بنابراين نظريات افراطيون در مجلس تفوق جسته و شانس‌هائى كه آن براى موفقيت داشت همه را خراب كردند . انجمن انجمن‌ها ستون فقرات انقلاب را تشكيل ميدادند و اينها بر دو نوع بودند : يكى انجمن‌هاى رسمى شامل انجمن بلدى ، ادارى و نيز كميته‌هاى ايالتى و ولايتى و ديگر انجمن‌هاى غيررسمى يا كلوب‌ها بودند . هيئت‌هاى رسمى سهم اساسى وافرى در نظامات جديد داشتند ، برعكس كلوب‌ها كه عموما سياسى و اغلب هرج‌ومرج‌طلب بوده و يك شباهت قابل‌توجهى به كلوب‌هاى فرانسه در زمان انقلاب كبير داشتند . شاه با دقت تمام مراقب هيئت‌ها يا انجمن‌هاى اخير بود و مايل شد كه با انجمن آدميت كه به او چنين وانمود شده بود كه قوىتر از همه است رابطه پيدا كند . در صورتى كه اين كلوب در واقع يك كلوب ساختگى بود . حقيقة اين از درماندگى انقلاب ايران بود كه نتوانست خود را از قيد پنجهء آشوب و هرج‌ومرج كه در اين كلوب‌ها تبليغ ميشد نجات دهد و همين امر باعث عدم موفقيت انقلاب گرديد ، هرچند انجمن ملى بدون شك شهر تبريز را نجات داد . قاتل اتابك اعظم از خود كاغذى بجا گذاشت كه در آن خود را بدين طريق معرفى كرد « عباس آقا ، صراف آذربايجانى ، عضو انجمن فدائيان ملى ، شمارهء 41 » واژهء شوم « فدائى » ما را به ياد فدائيان اسماعيلى ميآورد كه شرح آن گذشت . كابينهء ناصر الملك پس از قتل اتابك اعظم شاه با تشكيل يك دولت ارتجاعى موافق بود ، ولى بعدا مجبور شد كابينه‌اى كه مورد اطمينان مجلس باشد تشكيل دهد . اين وظيفهء مشكل بر عهدهء ناصر الملك كه در اين موقع مقدر شده بود كه رل عمده‌اى را بازى كند گذاشته شد . حضرت و الا كه در آكسفورد تحصيل كرده بود قبلا مشاغل مهمى را به عهده داشت . از حيث هوش و ذكاوت وى از تمام ايرانيان معاصر خود بالاتر و برتر بود . بعلاوه شخصى منزه از ارتشاء و ميهن‌پرست و بىطمعى بود . صفات و مزاياى فكرى و عقلانى او باعث يك نوع كناره‌جوئى و عدم تماس با تودهء هم وطنانش