سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
567
تاريخ ايران ( فارسى )
و اسرارآميز بود مردم را به خود جذب نمود و بسيارى از اعضاى خانوادهها وارد آن انجمن شدند . ناصر الدين شاه در اول اين اجتماع مردم را به نظر يك رسم و آئين مىنگريست و خيال ميكرد پس از چندى از بين ميرود ولى فرخ خان كه در امضاء عهدنامهء پاريس از طرف دولت ايران نمايندگى داشت شاه را ترسانيده و گفت اگر به مردم اجازهء اجتماع بدهد ممكن است آنها برعليه شاه توطئهاى بهچينند . شاه بر اثر اين حرف تكان خورده رئيس فراموشخانه را كه يكى از شاهزادگان اصيل بود و ديگر اعضاى آن را گرفته زندانى نمود و ملكم خان را دوباره امر به خروج از ايران داد . اما طولى نكشيد كه ملكم خان به پشتيبانى ميرزا حسين خان سفير ايران در قسطنطنيه و در اثر نفوذ او در سال 1872 وزيرمختار ايران در لندن شد . در همين مأموريت بود كه به لقب پرنس ملقب گرديد . در سال 1889 كه ناصر الدين شاه به انگلستان رفت به ملكم خان امتياز يك بختآزمائى را در ايران داد . ملكم آن را به مبلغ معتنابهى فروخت و يك شركت انگليسى براى اجراى آن تشكيل شد . علماى اسلام با اين لاطارى مخالفت نموده و گفتند كه لاطار قمار است و قمار را هم قرآن منع نموده است . امين السلطان نيز طرف آخوندها را گرفت و سعى نمود كه ملكم خان را به واگذارى اين امتياز وادار نمايد ، ولى ملكم خان ادعا نمود كه آن را فروخته است . در نتيجه امين السلطان بعدا تلگراف اهانتآميزى به ملكم خان مخابره كرد و او هم معاملهء به مثل نمود . بدين ترتيب ملكم خان از شغل خود منفصل شده و در رديف دشمنان امين السلطان و شاه قرار گرفت . ملكم خان كمر به انتقام بربست و با همكارى سيد جمال الدين روزنامهء « قانون » را منتشر ساخت و در آن بدوا پيشنهاد تدوين قانون اساسى و مجلس شوراى ملى را نمود ضمنا امين السلطان را نيز با عبارات شديد مورد حمله قرار داد . امين السلطان دستور داد تا روزنامهء قانون « 1 » را در دست هركس بهبينند او را مجازات نمايند . روزنامهء قانون به زبان
--> ( 1 ) - اين جريده بطور قاچاق در لاى عدلهاى قماش يا بوسيلهء اتباع خارجى وارد ايران ميشد و به ندرت با پست فرستاده ميشد . ( مؤلف ) .