سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

565

تاريخ ايران ( فارسى )

انتخاب گرديده و عقائد او همواره در شخص شاه تأثير زيادى داشت . اين مسئله باعث تحريك حس حسادت امين السلطان گرديده و بدين جهت سفير عثمانى را وادار كرد تا تقاضاى تبعيد سيد را بكند . چون او ميدانست كه شاه از لفظ « قانون » متنفر است به شاه چنين گوشزد نمود كه سيد باعث اغتشاش و ناامنى شده و بواسطهء اختيار و انتشار قوانين ثابت از هندوستان ، مصر و تركيه نيز تبعيد شده است . به اين ترتيب وجود چنين شخصى با داشتن عقائد انقلابى در ايران خطرناك است . شاه نيز با امين السلطان موافقت نمود و سيد جمال الدين از ايران تبعيد گرديد . سيد جمال الدين ناصر الدين شاه را در سفر سومش در اروپا ملاقات نمود . ناصر الدين شاه اين‌باره فكر كرد كه بودن سيد در خارجه از اقامت او در ايران خطرناك‌تر - است و به همين سبب او را همچون مهمان عزيزى با خود بايران آورد . سيد اين دفعه از موقعيت استفاده نموده شروع به انتشار عقائد انقلابى خود نمود و چنان بشدت عقائد سيد انتشار يافت كه نزديك بود در اثر آن انقلابى ايجاد گردد . ناصر الدين شاه خواست او را دستگير كند ولى او فرار كرده در شاه عبد العظيم بست نشست . وى مدت هفت ماه در آنجا مانده و شاه را تهديد نموده خلع او را تبليغ ميكرد . از جمله پيروان سيد يكى ميرزا رضا نوكى « 1 » بود كه بعدها ناصر الدين شاه را بقتل رسانيد . سيد جمال الدين بالاخره در منزل خويش كه نزديك حضرت عبد العظيم بود دستگير و دوباره در سال 1890 از ايران تبعيد شد . رفتار شاه ايران ظاهرا با سيد و رويه‌اى كه او اتخاذ نموده بود نسبت به وضع آنروزى ايران فوق العاده آرام و ملايم بوده است . خلاصه سيد از ايران تبعيد و به دولت تركيه تحويل گرديد . تركها هم او را به بصره منتقل و در آنجا زير نظر گرفتند . سيد با يك كشتى بخارى از بصره فرار كرده و در لندن نزد ملكم خان رفت . در آنجا هردو باهم روزنامهء « قانون » را تأسيس كردند . پس از اندكى سلطان عثمانى از نفوذ تأثير اين روزنامه دچار وحشت شد و در صدد برآمد تا سيد جمال الدين را مجددا به قسطنطنيه

--> ( 1 ) - نوك يك بخش كوچكى از شهرستان يزد است . اهالى كرمان از اين اسناد كه ميرزا رضا كرمانى بود خيلى اظهار تنفر مينمايند . ( مؤلف )