سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

551

تاريخ ايران ( فارسى )

آنقدر مىباشد كه مال يتيمان و بيوه زنان را ربوده و در عرض چند سالى ثروت هنگفتى بدست ميآورند . هرچند كه رفقاى ايرانى من به من اطمينان ميدهند كه در ميان آنها مردمانى شريف نيز استثنائا وجود دارد . بايد دانست كه مجتهدين كربلا و نجف مردمانى هستند كه درجهء اخلاق آنها از اين عده كمى بالاتر است . « 1 » طبقهء حاكمهء ايران هرچند كه متدين به دين اسلام ميباشند ، ولى قوانين و رسوم پيشينيان خود را باز از دست نداده و اين قوانين كه تدوين نشده و با قوانين اسلام فرق دارد ( ممكن است آنها را بنام قوانين دولت ناميد ) به عرف موسوم است . در ايران بعضى عصرهاى تاريخى مانند دورهء شاه سلطان حسين همه چيز را با قوانين مقدس شرع مىسنجيدند ، در صورتى كه در دورهء نادر شاه تمام احكام از روى مراجع قوانين عرفى عمل ميشد . در اين دوره‌اى كه ما از آن صحبت ميكنيم دعاوى حقوقى داخله و قضاياى مذهبى بوسيلهء يكى از علماء دين قطع و فصل مىشود . در موارد قتل ، دزدى و تعدى و جور متهم در محاكم عرفى محاكمه ميگردد ، اگرچه در شرع اسلامى حكم قتل را همواره بايستى حاكم شرع صادر نمايد . حكم قتل دزدان مشهور و قاطعان طريق معمولا توسط حاكم صادر مىشود و مجتهد نيز در اين مورد اعتراضى نمىكند . اگر اتفاقا قاتلى پول و دوستان خوبى داشت آنها به مجتهدى رو آورده و او واسطه شده بازماندگان مقتول را وادار ميكرد كه خون‌بها را قبول نمايند . در اين مورد هم مجتهد و هم حاكم از قاتل يا بستگان او پول مىگرفتند . هنوز قانون « النفس بالنفس » در ايران وجود دارد و اگر بستگان مقتول از گرفتن خون‌بها امتناع مينمودند قاتل را به بستگان مقتول تسليم مينمودند تا آنها قربانى خود را به قتل برسانند ، در چنين حالتى فرزندان مقتول تشجيع شده و قاتل را با خنجر ضربه زده و خود را با خون او مىآلايند . بىعدالتى وحشت‌زا و رشوه و ارتشاء محاكم دولتى مانند محاكم

--> ( 1 ) - در اروپا در قرون وسطى رهبانان رل مهمترى را بازى نموده قسمتهاى زيادى از املاك را تحت تصرف خود درميآوردند . چون آنها مجرد بودند اموال و املاك را بنام جامعه و مردم در تملك نگاه ميداشتند . ( مؤلف )