سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

510

تاريخ ايران ( فارسى )

ما در فصل شصت و دوم از اولين سفارت روسيه به خيوه و بخارا كه توسط آنتونى جنكينسون در قرن شانزدهم به عمل آمد شرحى مذكور داشتيم . در اوائل قرن هيجدهم پطر كبير با خان‌هاى خيوه و بخارا روابط و مناسباتى برقرار نمود . امير حكمران خيوه حاضر شد در عوض حمايتى كه دولت روسيه از او در مقابل بخارا مينمايد طوق اطاعت آن دولت را بر گردن نهد . در سال 1715 يك ستون روسى تحت فرماندهى كنت بكوويچ « 1 » به منظور مسافرت اكتشافى با رضايت خان بدان سمت روانه شد ولى مرگ خان موقعيت را تغيير داد و اين هيئت روسى مورد حملهء جانشينان خان واقع شده و تمامى از بين رفتند . براى جبران اين حادثهء شوم هيچگونه اقدامى به عمل نيامد . در طى سال‌هاى بعد روس‌ها بتدريج قرقيز ( قبيلهء تاتار ميانى ) را بلع كرده و آنها در سال 1702 تسليم شدند . بعدا اورنبورگ را به منظور احداث پايگاهى براى حملات آينده مستحكم ساختند . در طى نيمهء آخر قرن هيجدهم پيشرفت روسيه به كلى متوقف شده بود . در قرن نوزدهم روسيه رويهء تجاوز و پيشروى را دوباره از سر گرفت و در سال 1822 تاتارهاى كوچك را با حكومت اورنبورك متحد ساخت . در اين موقع حس بدگمانى و سوءظن‌هاى خيوه و بخارا بواسطهء اين عمل برانگيخته شد . موقعيت روسيه در سال‌هاى 1839 - 1838 يعنى درست پيش از اينكه پيشرفت عظيم آنها شروع شود بدينقرار بود . در سمت مغرب بحر خزر قفقاز هنوز مطيع نشده بود و در حدود يكصد هزار سرباز روسى به محاصرهء محلى مشغول گرديدند كه « بزرگترين دژ عالم » خوانده ميشد و آن بالاخره تا سال 1864 تسخير نشد تا اينكه روسيه در آن نزديكى يك خط مستقيم جديدى براى پيشرفت به طرف شرق بدست آورد . در آسياى مركزى كه اكنون بيشتر مورد دقت نظر ما مىباشد امتداد مرزهاى روسيه بانتهاى رود اورال و اورنبورك و از آنجا به ترويتزكا « 2 » رسيد . از اين مركز مرز روسيه به پطر و پاولوسك « 3 »

--> ( 1 ) - Count Bekovich ( 2 ) - Troitzka ( 3 ) - Petropavlovsk