سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
502
تاريخ ايران ( فارسى )
دل و جان بپذيرد . در اوائل سال 1855 سرجان لارنس « 1 » با نمايندگان دشمن قبلى ما يك معاهدهاى به منظور دوستى و صلح « 2 » دائمى بست و بدين ترتيب به سوء تفاهمات و منازعات 12 سالهاى كه جنگ اول افغان به ميراث گذاشته بود خاتمه داد . تغيير حكمرانان در هرات 1855 م تقريبا در موقع امضاى اين قرارداد موقعيت شهرستان هرات با يك تغيير اساسى مواجه شد . صيد محمد كه رويهمرفته براى حكمرانى نامناسب بود بدست اتباع خود معزول شده و محمد يوسف كه از طايفهء سادوزائى بود بجاى او نشست و نامبرده به منظور انتقام مرگ كامران ميرزا رقيب خود را بقتل رسانيد . محمد يوسف كه سالها در حال تبعيد در مشهد بسر برده بود مانند يك ايرانى شناخته ميشد . دوست محمد نيز كه اخيرا بواسطهء مرگ كوهندل خان بر قندهار دست يافته بود خيلى شائق بود كه براى دفاع منافع بريتانياى كبير در هرات وارد عمليات شود و چون پيش از وقت به اين عمل اقدام شد او اظهار بىميلى كرده و پيشنهاد نمود كه خود شخصا با يك ارتش افغانى به شهر حمله نمايد . اشغال هرات بدست ايرانيان 1856 م در اين اثنا همانطور كه قبلا اشاره شد دولت ايران با كمال بىپروائى هم خود را مصروف شكستن مواد عهدنامهء 1853 نموده بود . در بهار سال 1856 يك آرتش ايران بسوى هرات حركت نموده و در آنجا مورد استقبال محمد يوسف واقع گرديد . اما پس از چندى بر ضد ايرانيان مغرور شورشى بوقوع پيوست . محمد يوسف پرچم بريتانيا را برافراشته و خود را براى كمك به دوست محمد آماده ساخت . در نتيجهء شورش ثانوى محمد يوسف دستگير شده و مانند يك زندانى به اردوگاه ايرانيان فرستاده شد . معاون او عيسى خان شهر را مدت چند ماهى نگه داشت و بالاخره در ماه اكتوبر سال 1856 علم و مهارت مهندس فرانسوى موسيو بولر « 3 » سقوط
--> ( 1 ) - Sir John Lawrence ( 2 ) - متن آن در كتاب راولينسون ضميمهء II ذكر شده است . ( مؤلف ) ( 3 ) - Buhler