سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

500

تاريخ ايران ( فارسى )

با صدراعظم تصفيهء حساب نمايد آن وزير زيرك و محيل اظهار داشت كه اگر راه همكارى ايران با روسيه باز باشد راه همكارى با تركيه هم به همان اندازه باز خواهد بود . بعلاوه تذكر داد كه اگر دولت فرانسه و بريتانياى كبير در آنموقع به نفع ايران در قضايا مداخله كنند ايران ممكن است بتواند كاملا قرارداد توهين‌آميز تركمان‌چاى را باطل ساخته و ايالات از دست‌رفته را بازستاند . شاه با اين دلائل قانع شد و با آنكه در حقيقت براى احضار و جمع‌آورى قشون در ايالات آذربايجان و كرمانشاه اوامرى صادر شده بود معهذا تصميم گرفته شد كه ايران در اينموقع ناظر وقايع باشد و بىجهت خود را لو ندهد . اين تغيير رأى شاه بىنهايت پرنس دالگوركى را آزرده و متغير ساخت و تلافى آن را بر سر صدراعظم درآورد . ناصر الدين شاه قضيهء پيشنهاد را به اطلاع بريتانياى كبير و فرانسه رسانيد و از طرف دولت‌هاى مزبور كه در جنگ روس و تركيه اين وقت شركت كرده بودند بوى نصيحت داده شد كه بيطرف بماند . اين مشورت و نصيحت كه براى گيرندهء آن بىنهايت رنجش‌آور بود سبب شد كه صدراعظم پيشنهادات روسيه را با نظر مساعدترى مورد مطالعه قرار دهد . شايد او ملتفت اين نكته بود كه براى ايران خطرناك است با روسيه به هم بزند و نيز ممكن است بگوئيم كه عدم جديت و شدت بريتانياى كبير در جنگى كه از طرف آن دولت واقع شد و عدم استفاده از قشون هندى خود صدراعظم ايران را در همان جهت و سمت تحت تأثير قرار داده بود . بهم خوردن روابط دوستانه با بريتانياى كبير 1855 م ايران بىشك از بريتانياى كبير آزرده بود . اما اين مسئلهء جزئى كه دو دولت را از يكديگر جدا ساخت نبايستى باعث قطع روابط آنها شود . ممكن است كه آن را براى اين منظور عمدا بهانه كرده باشند ، ولى همينطور ممكن است گفت كه قضيهء بهم خوردن روابط دوستانه كه دنبال اين مسئله واقع شد از طرف دولت ايران پيش‌بينى نشده و اراده و قصدى در آن نبوده است . بهرحال در سال 1854 سفارت انگليس شخصى را بنام ميرزا هاشم خان كه قبلا در خدمت دولت ايران بود ولى چندين سال پيش ، از خدمت دولت خارج شده بود