سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
472
تاريخ ايران ( فارسى )
به وضع و صورت ظاهر فتحعلى شاه شرح جالب توجهى ذكر نموده كه آن بدينقرار است « 1 » : او لمعاتى از جواهر بود كه به چشم بيننده در نظر اول ميدرخشيد ، اما راجع به لباس او و آن بشرح زير است : يك جقهء داراى سه شقه بالاى سر شاه بود و شكل آن جقه مخصوصا نسبت به تاج پادشاه بزرگ دراز به نظر ميرسيد . اين جقه بطور كلى از دانههاى الماس ، مرواريد ، ياقوت و زمردهاى بزرگ تشكيل مييافت كه بطور انبوهى پهلوى هم چيده شده بود و بقدرى ماهرانه آن جواهرات را كار گذارده بودند كه هنگام انعكاس نور از سطح درخشان آن ، يك اختلاط و امتزاجى از زيباترين رنگها را تشكيل ميداد . چندين پر سياه مانند دم حواصيل با جقهء درخشندهء او درهم آميخته بود . منتها اليه يا نقطهء انحنائى اين ديهيم شاهى ، مرواريدهاى گلابى شكل بسيار درشت خاتمه مىيافت . جامهاش زربفت و تقريبا مانند تاج او مزين بانواع جواهرات بود . روى دو شانهاش دو رشته مرواريد قرار داشت و شايد بزرگترين مرواريد در نوع خودش بوده است من ملبوس او را جامه نام مىدهم زيرا از گردن تا پائين كمرش را بطور چسبانى پوشانده بود و شكل برازندهاى به او ميداد كه با مقام و هيئت و سيماى او كاملا برازندگى داشت . از آن نقطه به پائين مبدل بيك دامن گشاد و بازى ميشده كه جنس آن عينا از همان جنس قيمتى بالاتنه بوده است ، اما از حيث زرقوبرق و شكوه هيچچيز با بازوبندى كه بر بازوى او بود و نيز كمرى كه بر كمرش بسته بود نمىتوانست برابرى كند . اينها حقيقتا وقتىكه در مقابل نور خورشيد قرار ميگرفتند مانند آتش از آنها شعله برميخاست » . جلوس محمد شاه بر تخت 1834 م مرگ فتحعلى شاه باعث بروز رقابتهاى شديدى گرديد و معلوم شد كه دو فرزند او فرمانفرما و ظل السلطان كه به ترتيب حكمران فارس و تهران بودند خود را براى تصاحب تاج و تخت آماده ساخته بودند . خوشبختانه براى وارث بالاستحقاق با كمك معنوى و مادى سفير بريتانيا سرجان كامپل
--> ( 1 ) - مسافرت « گرجستان ، ايران و غيره » جلد اول صفحات 326 - 325 ( چاپ لندن 1821 ) . ( مؤلف )