سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
21
تاريخ ايران ( فارسى )
اختيار صالح گذارد تا آنكه در 247 هجرى ( 861 ) كه متوكل كشته شد او در تحت جانشين صالح فرمانده كل قواى سيستان گرديد . اول موفقيت او همانا گرفتن هرات در 253 هجرى ( 876 ) بوده است . او به كرمان حمله برده و آن را ضميمه نمود و سپس به فارس حملهور شد و چيزى نگذشت كه حكمران قلمروى وسيع گرديد . اينمرد تأسيس سلسلهاى ولى كم دوام نمود كه ايرانيان آن را با مهر و علاقهء خاصى ياد ميكنند و اين مهر و علاقه دو جهت دارد : يكى اينكه آن بعد از فتح و غلبهء عرب اولين سلسله بشمار ميآيد و ديگر آنكه از سيستان موطن رستم قهرمان و سلسلهء كيان برخاسته است . معتمد 256 - 279 هجرى ( 870 - 892 ) پس از مدت نه سال هرجومرج فرزند ارشدى كه از متوكل باقى بود بخلافت منصوب گرديد و دربار هم ببغداد انتقال يافت كه نفوذ تركان در آنجا كمتر بوده است . موفق برادر خليفه كه ادارهء امور در حقيقت با او بود سر و صورتى بدربار داده مقام خلافت كه در حال سقوط بود يكباره استحكام و اعتبار پيدا نمود . فتنهء زنج 270 - 255 هجرى ( 883 - 869 ) اين سخن را كه « تاريخ تكرار مىشود » بايد اذعان داشت كه از سخنان بسيار درست و سنجيده است . چه آنكه فتنهء زنج يا غلامان زنگبارى كاملا شبيه و همانند است بجنگ غلامان در تحت رياست اسپارتكوس « 1 » كه آن جمهورى روم را در قرن هفتم قبل از ميلاد متزلزل ساخته و به حال اختناق انداخت . شخص ايرانى كه در رأس اين فتنه و آشوب قرار داشت مدعى بود كه از اولاد على بن ابيطالب مىباشد و در بادى امر خود را يكنفر پيشواى روحانى نشان داد ، ولى اينمدعى آن را به زودى فراموش كرده فقط ملتجى بغلامان شده و قول آزادى و چپاول و غارت به آنها داد . از بهرهمندى مختصرى كه در حجاز نصيب وى گرديد نواحى باطلاقى اطراف بصره شامل قسمت سفلاى درهء كارون را اشغال نمود و هزاران غلام زنگى و نيز اعراب صحرا نشين زياد زير لواى او جمع شدند . نيروهاى خلافتى مكرر در مكرر شكست خورده تا آنكه خود بصره بدست زنج مورد حمله و هجوم قرار گرفته و زنگيان دست
--> ( 1 ) - Spartacus