سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

401

تاريخ ايران ( فارسى )

يك سرباز عادى بوده ولى وقتى ما براى اولين بار در تاريخ از او نام ميبريم زمانى است كه در اصفهان ، وى فقط بر اثر نيروى صفات خود بقدرت رسيده و به سران بختيارى بشرايط متساوى ملحق شده است . چنان كه بارها در اين گونه ائتلافات اتفاق افتاده حس حسادت برانگيخته شده و على مردان خواست كريمخان را بقتل برساند ، اما او با عده‌اى از اتباعش سوار شده گريخت و كمى بعد از اين تفرقه رئيس بختيارى بقتل رسيد و بدينسان كريمخان فرمانرواى ايران جنوبى گرديد و بوسيلهء عاطفت ، سخاوت و عدالت خود موفق به جلب و جذب تمام قلوب گرديد . مبارزهء سه جانبه براى بدست آوردن قدرت موقعيت ايران در اين موقع نهايت درجه عجيب‌وغريب بود . خراسان بدون اختلال و اغتشاش در تصرف شاهرخ بود ، در حالى كه كريم خان ، حسين خان و آزاد خان براى بدست آوردن تخت با يكديگر ميجنگيدند . بهركدام كه توجه ميشد به نظر ميرسيد جنگ را خواهد برد ، ولى بالاخره پيروزى نهائى نصيب رئيس محبوب زند گرديد . نبردى كه بين زند و قاجار اتفاق افتاد در مرزهاى مازندران بود . پس از يك نبرد سختى قجرها فاتح شدند ، اما به جهت رسيدن نيروى افغانى نتوانستند پيروزى خود را دنبال كنند . افغانها به گيلان حمله نمودند ولى وقتى خبر فتح قاجاريه را شنيدند عقب نشستند . از همين هنگام كريمخان بقواى خود سروصورتى داد و خود را براى حمله حاضر ساخت . همه كس گمان ميبرد كه محمد حسين خان مورد حمله واقع خواهد شد ، ولى كريمخان به آزاد حمله برد . اين شخص در قزوين موضع گرفته و اطرافش را مستحكم نمود و توانست از اين مركز رئيس زند را عقب براند . كريمخان دوباره باصفهان عقب نشسته و بار ديگر از آنجا پيش رفت . در اين بار نيز در سال 1166 هجرى ( 1752 ) او مجددا مغلوب شد و در سراسر ايران مورد تعقيب دشمن قرار گرفت و تا اصفهان و شيراز او را تعقيب نمود . كريمخان حتى در پايتخت خود نتوانست پناهگاهى يابد بلكه به طرف بوشهر فرار نمود ، در آنجا رستم سلطان رئيس ايل خشت را ترغيب كرد كه به يارى او