سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

389

تاريخ ايران ( فارسى )

بود و در طى آن لشكركشى كشورهاى گمنام بسيارى را سياحت نموده و هم‌چنين در باب تجارت با خيوه و بخارا تحقيقاتى به عمل آورده بود . در سال 1739 التون براى رفتن به خيوه و بخارا به مسافرت پيش آهنگانه‌اى دست زده و بسوى ولگاى سفلى حركت نمود ، اما از همان هنگام شنيد كه ايرانيان آن دو كشور را مورد حمله و هجوم قرار داده‌اند ، بنابراين مصمم شد كه كالاهاى خود را برشت حمل كند ، در آنجا پذيرائى دوستانهء جالب‌توجهى از او به عمل آمد . او با شور با فرماندار ايرانى آنجا از رضا قلى ميرزا كه در آنوقت نائب السلطنهء ايران بود استدعاى يك « فرمان » نمود و به او اعطاء گرديد . فرمان مزبور حاوى مواد بسيار مساعدى بود . التون از اين موفقيت بر خود باليده و بانگلستان برگشت و در آنجا با بيانى غرا و جالب ، منافع افتتاح باب تجارت با ايران را اميدبخش نشان داد و طرفداران زيادى جلب كرد « 1 » . التون يادآور شد كه مشهد اكنون كرسىنشين است و بواسطهء اينكه از خليج فارس براى عمليات شركت هند شرقى خيلى دور افتاده از راه درياى خزر دسترسى به آنجا ممكن است . بعلاوه اين شهر مىتواند يك انبار عالى براى تجارت با خيوه و بخارا باشد . در مقابل اين منافع بايستى حالت فقر از روى بيچارگى ايران خسته و وامانده را ذكر نمائيم ، بعلاوه بايد متذكر شد كه افتتاح اين راه تجارتى ، جديد نبوده بلكه ارمنىهائى كه بين هلند و ايران تجارت ميكردند آن را راه مورد استفاده قرار داده بودند . در ضمن بايد گفت كه آنها از زبان و رسوم ايرانى باخبر بوده و ببازرگانان تازه وارد با نظر خصومت مىنگريستند . گذشته از همه اين جاده از جاده‌ايكه از راه حلب عبور مينمود طولانىتر بود و در نيمى از سال بيشتر باز نبود . از طرف ديگر ارمنىها مجبور بودند مالياتهاى غيرقانونى سنگينى بپردازند ، در صورتى كه انگليسىها از آن مستثنى بودند . با اين ترتيب عملا هيچ نوع پارچهء انگليسى از سمرنه بشمال ايران نرسيد .

--> ( 1 ) - در مجلهء « جنتلمن » سال 1742 چهار كاغذيست كه با اين موضوع مربوط مىباشد و دوتاى آنها گزارش شخص التون است . ( مؤلف )