سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
382
تاريخ ايران ( فارسى )
قسمت با كمال احتياط به حركت درآمد ، بدين ترتيب كه قسمتى جلو حركت كرده و قسمتى از عقب و دستهء ديگر مراقب جناح بوده در صورتى كه محافظت از قايقهاى پربهاى خواربار بر عهدهء توپخانه كه سوار نظام آن را محافظت ميكرد محول شده بود . ايرانيان اول دژ معروف هزار اسپ را محاصره نموده اما وقتىكه معلوم شد آيلبارس خان حكمران خيوه در قلعهء جايوك است نادر محاصره را ترك كرده و خان را محاصره نمود و او هم بر اثر فشار مجبور به تسليم شد . نادر شاه قبل از اقدام به اين لشگركشى سفرائى بدربار خان خيوه فرستاده كه تقاضا كند تمام ايرانيانى را كه ببردگى توقيف و بازداشت شدهاند آزاد كند ، ولى نمايندگان سياسى او را به قتل رسانيده و فقط يكى را با دست و پاى بريده مراجعت داده بودند . ايلبارس خان مىبايستى مجازات آن عمل وحشيانهء خود را ببيند و بنابرين با بيست نفر از مشاورين خود بامر نادر بقتل رسيد . چون معلوم بود كه مردم بيگناهند لذا آنها را از چنگ ارتش نجات داده نگذاشت آسيب و آزادى به آنها برسانند . در بين زندانيانى كه نادر در اين لشگركشى گرفت دو نفر انگليسى از اعضاى هيئت هانوى بنام تامپسون و هاگ بودند و با آنها با نهايت ملاطفت و مهربانى رفتار شده و گذرنامه بايشان داده و قول دادند كه اگر به آنها ضرر و خسارتى وارد بشود جبران نمايند هانوى شرح مسافرتها و حوادث و سوانح واردهء بر آنها را كه بدين وسيله در پرستشگاه شهرت بمقام بزرگى رسيده ذكر نموده است . از نظر بازرگانى اين تهور و سانحهجوئى آنها بشكست خاتمه يافت ، چه تقاضاهائى براى خريد اجناس آنها نشد و نسبت بخطرهاى بزرگى كه به آنها مواجه شدند منافعى بدستشان نيامد . عدهء زيادى از ايرانيان و روسها از غلامى آزاد شدند . ايرانيان در دهى بنام مولودگاه در ناحيهء دره كز سكنى گزيدند كه آن بدستور نادر و به ياد بود او بنا شد و بنابر اطلاعى كه از عبد الكريم بما رسيده مسجدى نادر در آنجا بنا كرد كه بوسيلهء سه گلدان زرين بزرگ كه رويهم قرار داشتند اهميت و برجستگى يافته بود . بر فراز آنها مخصوصا يك شمشير از طلا قرار داشت كه آن اشاره بود كه شمشير از همين نقطه بخارج