سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
373
تاريخ ايران ( فارسى )
هندوستان است با آنكه مقاومت بسيار سختى نمود آخر الامر به تصرف ايرانيان درآمد . غنائمى كه بدست نادر آمد بسيار گرانبها بود كه آن گذشته از اسلحه و جواهرات پول نقد زيادى هم بود و اين پول در اين موقع براى نادر اهميت و ارزش زيادى داشت ، چه به آن وسيله توانست حقوق سربازانش را بپردازد . پس از اين موفقيت پيشرفت مهاجمين خيلى كند و بطئى بود ، زيرا قبايلى كه در حوالى تنگهء خيبر سكنى داشتند جلوى راه را گرفته اغلب باعث مزاحمت ميشدند ، با اين وصف قبل از آنكه اشخاص سست عنصر و منافق دهلى بفهمند چه اتفاقى رخ داده نادر پيشاور را تصرف كرد ، و از رود سند در ناحيهء اتوك عبور نموده بود . نبرد كرنال 1151 هجرى ( 1738 ) محمد شاه در اين موقع حقيقة متوحش و هراسان شده هرقدر نيرو كه ميتوانست فراهم كرده بسوى دشت كرنال كه در ساحل راسترود جمنا و در شصت ميلى دهلى واقع است پيش رفت ، در آنجا او اردو زد و اطرافش را سنگربندى كرده و با سستى و كاهلى بانتظار مهاجمين كه بسرعت در پنجاب پيش ميرفتند نشست . نادر استحكام موضع خود را تشخيص داده و مردد بود كه چه روش و خطى را پيش گيرد سعادت خان يكى از شاهزادگان مهم هندوستان در آنموقع با سى هزار نفر بكمك محمد شاه آمد . او ورودش را بشاه گزارش داده و فشار آورد هرچه زودتر جنگ را شروع نمايد ، چه بواسطهء كمى خواربار و مهمات ممكن بود ارتش هند تجزيه شود . سعادت خان وقتى شنيد كه يك نيروى كرد شش هزار نفرى از ايرانيان مشغول حمله و غارت ميباشند نيروهاى خود را از آن دشت خارج ساخته به طرف دشمن پيش رفت . هردو طرف به تكميل تجهيزات خود ميپرداختند و وقوع نبرد بزرگى انتظار ميرفت . نادر شاه تاكتيك هميشگى خود را كه عبارت از حملهء غافلگيرانه بود با موفقيت انجام داد و سعادت خان مغلوب شده اسير گرديد . يك ژنرال فرمانده ديگر نيز زخمى شد و فيلهاى هندى از گلولههاى آتشبار ايرانيان متوحش شدند و بدين طريق با آنكه از هردو طرف نيروى كمى در كارزار شركت كرده بود ارتش عظيم هنديان تارومار شد .