سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

364

تاريخ ايران ( فارسى )

جواب فورى خوددارى نمود . اين نمايندهء سياسى ملازم اردوى ايرانيان بود و يك روز از طرف فاتح بزرك درحالىكه پيروزى جديدى بدست آورده بود فراخوانده شد . سفير نامبرده نادر را ديد روى زمين نشسته درحالىكه البسه‌اش بوى خون مىداد با دست غذا مىخورد . وقتى سفير از علت احضار خود پرسيد نادر به او گفت كه ميخواهد سفير ببيند او چگونه با دست‌هاى آلوده به خون خشن‌ترين غذا را مىخورد و البته او مىتواند به آقايش بگويد كه چنين شخصى هرگز گيلان را تسليم نخواهد كرد تسليم باكو و دربند به نادر قلى ( 1735 ) روس‌ها سه سال پس از تخليهء ايالات خزر ديدند جنك آنها با تركيه غيرقابل اجتناب است . نادر چون موقعيت را چنان ديد روسها را تهديد نمود كه اگر شهرهاى باكو و دربند را به او تسليم نكنند با تركها متحد خواهد شد . روسيه از روى اضطرار تسليم شده و آخرين ولايات مفتوحهء پطر كبير را در آن ناحيه واگذار كرد . هنوز اين رويهء تزار بزرگ كه نگذارد تركيه بدرياى خزر دست پيدا كند حكمفرما بود و چون نادر قلى بر ايران حكمرانى ميكرد اين مسئله موجب نگرانى و انديشه و خوفى نبوده است . جلوس نادر قلى بتخت سلطنت 1148 ه ( 1726 ) نادر كه در اينموقع با نيروى نظامى خود باوج قدرت و قوت رسيده بود مرگ فرزند كوچك شاه را غنيمت شمرده موقع را براى اجراى نقشهء خودش در تصاحب تاج و تخت مناسب ديد و لذا سران عمدهء ايران را براى اجراى مراسم عيد نوروز در دشت موقان دعوت كرد . اين دشت معروف از حوالى اردبيل تا دهانه غور امتداد دارد . وقتىكه نادر فاتح بزرگ تمام نجباى كشور و صاحبان نفوذ را در آنجا جمع ديد مكنون خاطرش را بوسيلهء معتمدان اظهار داشته و گفت كه از ميان اعضاء خانوادهء سلطنتى يكى را كه لايق و برازندهء پيشوائى ميدانند بسلطنت بردارند . همانطور كه نادر پيش‌بينى كرده بود همگى آن جماعت باتفاق آراء از او درخواست كردند كه ايران را تحت حمايت و فعاليت خود گرفته و بر تخت عالى سلطنت صعود نمايد . او روزانه تا مدت يك ماه از قبولى اين تقاضا ابا و امتناع مينمود ، سرانجام چون