سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

362

تاريخ ايران ( فارسى )

كرد و همين جنگ را خاتمه داده پس از هشت ساعت جنگ مأيوسانه ارتش ايران قلع وقمع گرديد . اين اخبار بسرعت ببغداد رسيد و در آنجا لشكر مجزاى ايران هم نابود شد . ارتش اصلى ايران با چنان بىنظمى و حالت اختلال فرار مينمود كه تا وقتىكه بهمدان دويست ميل دور تر از جبههء جنك نرسيد اصلاح و جمع‌آورى نشد . وضعيت نادر بعد از اين مصيبت و بلا بايد نهايت درجه بحرانى و خطرناك شده باشد و او بجاى اينكه سربازانش را سرزنش كند با تدارك و جبران تلفات و خسارات و ديگر وسائل ممكنه آنها را تشويق و تشجيع مينمود . شخصيت و شهرت نادر آنقدر فوق العاده بود كه از تمام نواحى و اطراف ايران نفرات جديد و سربازان تازه‌نفس هجوم آورده و او در مدتى كمتر از سه ماه بعد از آن شكست تباه‌كننده توانست بار ديگر خود را براى جنك با يك ارتش قوى آماده سازد . پيروزى ايرانيان بر توپال عثمان 1146 هجرى ( 1723 ) پس از آنكه سردار عثمانى اين پيروزى درخشان را بدست آورد دستخوش دسائس و توطئه‌هايى در قسطنطنيه شد و بر اثر آن ، هم پرداختن پول و هم كمك و امداد براى ارتش او متوقف گرديد . در نتيجه او در يك وضعيتى بود كه در افتتاح جنك جديد پستى او نسبت بدشمن آشكار بوده است ، اما سردار عثمانى جبان و ترسو نبود . او سواره‌نظام خود را براى مواجههء با دشمن به ليلان « 1 » نزديك دجله روانه ساخت . در نبرد پيش تركها در مقابل نيروى سوارهء ايران كه بعدد زيادتر بود قادر بمقاومت نبودند ، ولى در اين موقع در ضمن فرار خودشان پياده‌نظام را با خود از بين بردند . توپال عثمان كه در يك هودجى حمل مىشد بقتل رسيد و ارتش ترك تارومار شد . نادر پس از آنكه با اين پيروزى درخشان خود ننك گذشته را بر طرف كرد بسوى بغداد حركت نمود ، اما چون خبر شورش فارس را شنيد با احمد پاشا صلح كرد . نادر پس از آن با يك پيشرفت سريع ميرزا محمد تقى خان بلوچ را كه طغيان كرده بود

--> ( 1 ) - هر دوى اين نبردها در نزديكى كركوك بوقوع پيوست . ( مؤلف )