سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
351
تاريخ ايران ( فارسى )
بزرگ گردد . 4 - براى القاء فساد و دشمنى و حسادت و كينهء دائمى واجب است اصول رشوه را در داخلهء كشور لهستان رواج داده ، نفاق و اختلاف در ميان آنان انداخته بزرگان آن قوم را ببذل مال و استمالت احوال به طرف خود جلب نمايند . چون به اين مقصود رسيديد پادشاه آنجا را از ملت و دستپروردهء روس انتخاب كنيد تا سپاهيان روسى را براى حمايت و حفاظت پادشاه در داخل آن كشور جاى دهيد ( وسايل توقف اين سپاهيان را در وقت فرصت ميتوان تحصيل كرد ) و اگر از طرف دول مجاور ابراز مخالفتى شود فورى وانمود كنيد كه لهستان را با آنان تقسيم خواهيد كرد و بدين وسيله آتش فتنه و فساد را فرومىنشانيد ، ولى منتظر نشويد كه آنها بشنيدن لفظ ( تقسيم ) بخواهند مداخله كنند ، بدرند و بشكافند و حق خود دانند ، سهم و حصهء آنان را پس از مجاملات بنحو عطيه به آنان واگذاريد . 5 - بر شما واجب است كه بر بعضى از قسمتهاى كشور سوئد ( اسكانديناوى ) استيلا حاصل كنيد و اين را وسيلهء اكمال مداخلات خود در آنجا بدانيد و اين استيلا وقتى ميسر است كه دولت روس بدولت سوئد اعلان جنگ داده و از هرطرف بر آن هجوم و از پاى درآورد و سپس همت گمارد كه القاء فساد و نفاق در ميان مردمان سوئد ( در آن زمان تمام شبه جزيرهء اسكانديناوى را كه شامل سوئد و نروژ امروزى است بنام سوئد ميخواندند ) و دانمارك دائما استوار و آنان را از يكديگر منفور دارد ، چون ايجاد كينه و نفاق در ميان اين دو قوم كرديد مراقب احوالشان باشيد كه هميشه اين كينه در ميانشان برقرار باشد . 6 - بر امپراتور روس و اعقاب او لازم و واجب است كه زوجهاى از بنات خاندان ملوك آلمان اختيار كند . ارتباط بزوجيت و اتحاد موجب شراكت و دخالت در نفع و ضرر زن و شوهر خواهد شد و محض منافع خود و بمناسبت خويشى ممكن است ارتباط خود را در داخلهء آلمان زياد و در آنجا نفوذ حاصل كرده و از منافع و مصالح آنجا سود برند . 7 - انگليس دولتى است كه اكثر درياها را به خود محتاج كرده و در امور دريادارى