سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

14

تاريخ ايران ( فارسى )

مملوكين و بنيان گذاشتن سامره در آغاز خلافت هارون يك جنرال ترك از طرف خليفه بفرماندهى كل قوائى كه در غرب مشغول جنگ بودند منصوب گرديد و اين در چهل و هشت سال قبل از خلافت معتصم بود كه در ظرف اينمدت هزاران غلام ترك هرسال از آسياى مركزى وارد شده داخل قشون ميشدند و يا جزو قراولان خلافتى قرار ميگرفتند . بسيارى از اينان منظور نظر خليفه واقع شده بتدريج استيلاى اين غلامان به جائى رسيد كه اعراب را از جا بيرون كرده و خود جانشين آنها گرديدند و اعراب ناچار بغداد را ترك گفته به طرف ريگستان برگشتند . البته اين كار عيبش از ابتدا معلوم و عواقب وخيم آن بر همه ظاهر و آشكار بوده است ، ليكن هرقدر كه اعراب نسبت به اين قراولان بيگانه اظهار تنفر مىنمودند همانقدر بر تمايل و حسن اعتماد خليفه معتصم نسبت به آنها ميافزود و اتكاءش بر تركان بيشتر ميشد تا كار به جائى رسيد كه زمام حكومت و كليهء اقتدارات و اختيارات را خود بدست گرفته و بناى مداخلهء در امور را گذاشتند و سرانجام ، آنها سلسلهء مملوكين مصر را بنياد نهادند . نقل ميكنند روزى خليفه در بغداد سواره از راهى ميگذشت كه يك دفعه مواجه بشيخ عرب كهنسالى گرديد ، شيخ خطاب بخليفه كرده و با زبان ساده ولى با لحن شديدى لب بشكايت گشود و گفت جسارت و گستاخى و تعدى و غارتگرى تركان به جائى رسيده كه ديگر نمىتوان از آن خلاصى جست . اين سخن خليفه را مشوش ساخته مينويسند كه سوارى بيرون شهر را بعد از آن موقوف كرد . طغيان طايفهء جات يا كولىها در آغاز سدهء هشتم ميلادى بموجب فرمان وليد عدهء زيادى از جات ( يا باصطلاح عرب زط ) با گاوميش‌هاى خودشان از رود سند سفلى بسواحل فرات كوچانده شدند و آنها همين كه در آنحدود مستقر گرديدند براه‌زنى و قتل و غارت پرداختند و بواسطهء مسدود كردن راه بصره و بغداد قيمت خواربار در پايتخت بالا رفته و مردم در مضيقه و فشار افتادند . خلفائى كه پشت‌سرهم ميآمدند هركدام مجبور بوده قوائى براى سركوبى آنها اعزام دارند . از مضمون ابيات زير كه طبرى آن را ضبط كرده ميتوان تهور و جسارت آنها را فهميد تا چه پايه بوده است . « اى اهل بغداد