سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
336
تاريخ ايران ( فارسى )
كند و خيال ميكرد كه بر يك شهر مفتوح و سقوط كرده و بدون پيشوا بوسيلهء ترور و القاء رعب شديد بهتر ميتواند حكمرانى كند . محمود براى اجراى نقشهء پليد خود در روز بعد از مراجعت افغانهاى مغلوب از قزوين وزراى ايرانى و نجباى بزرگ را بجز چند نفر همگى را بيك مهمانى دعوت نمود و در آنجا تمام آنها را بقتل رسانيد و اجسادشان را بعدا در ميدان بزرگ انداختند . پس از آن محمود سه هزار نفر پليس ايرانى را كه خود شخصا استخدام نموده بود قتلعام كرد . چندى بعد فرمانى انتشار داد دائر بر اينكه هرايرانى كه بشاه سلطان حسين خدمت كرده بقتل برسد . صدور اين فرمان موحش باعث يك قتلعام غير مشخص و بدون تميزى گرديد كه مدت پانزده روز تمام ادامه داشت و هيچ كوششى براى مقاومت با آن به عمل نيامد و بدين ترتيب شهر سلطنتى اصفهان از جمعيت خالى شده به كلى ضعيف و بيقدرت گرديد . با عمّال بازرگانى انگليسى و هلندى با خشونت رفتار شده و آنها را وادار بپرداخت ماليات و اعانات اجبارى نمودند ، ارامنهء جلفا نيز مجبور بپرداخت يك ماليات ديگرى شده و بالاخره بازرگانان هندى را غارت كردند . تصرف شيراز 1137 هجرى ( 1724 ) پس از آن محمود عدهء از كردهاى وحشى را داخل ارتش كرده و آنها چون سنى بودند حاضر بورود در خدمت محمود شدند . محمود بر اثر كمك آنها شهرهاى كاشان و خونسار را كه پس از هائلهء قزوين شورش كرده بودند مجددا به تصرف درآورد . در همان موقع نيروئى بگرفتن فارس مشغول ولى شيراز مقاومت ميكرد . نصر الله فرمانده سربازان داوطلب زردشتى در طى حملهاى كه به شهر شد بقتل رسيد و براى احترام او در تشييع جنازهاش تمامى غلامان و اسيران او را بقتل رسانيدند . جانشين او زبردست خان از او خوشبختتر بود . وى نيروئى را كه براى نجات شهر از محاصره مأمور شده و در تحت فرماندهى يكى از برادران والى عربستان قرار داشت عقب راند و پس از آن مذاكرهء تسليم شروع شد . هنگامىكه مذاكرات در جريان بود افغانها ديدند كه سربازان پستهاى خودشان را ترك كردهاند ، بدين جهت مذاكرات را قطع نموده و شهر را تصرف كردند . با وجودى كه قحطى علت