سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

324

تاريخ ايران ( فارسى )

لرستان وجود داشت كه تحت فرمان والى عربستان بودند . والى هم عدهء اسب‌سوار عرب با خود داشت . اين عده همگى در زير پرچم رستم خان بودند . اين دو جناح كه دقيقا سى هزار نفر بودند سواره‌نظام بوده‌اند . قلب سپاه از بيست‌هزار پياده‌نظام با توپخانه تشكيل مييافت و به نظر ميرسيد كه يك سپاه نيرومندى تشكيل دهد . افغانها در چهار قسمت قرار داشتند . محمود با بهترين افراد جنگجوى خود در وسط قرار داشت . در طرف راست او امان الله خان و در طرف چپش زردشتىها موضع گرفته بودند . در طرف عقب صد عراده توپ قرار داشت . نبرد گلناباد 1135 هجرى ( 1722 ) جنگ گلناباد كه سرنوشت ايران را معين نمود در دو يا سه ميلى مغرب قصبهء كنونى اتفاق افتاد و آن با حملهء جناح راست ايران شروع شد كه موفقيت كمى هم بدست آورد . در همان حين والى عربستان بسوى جناح چپ افغانها روى نمود و خود را باردوگاه آنان رسانيده و آن را غارت كرد . عربها از اين ببعد در پيكار هيچ شركت نكرده و اوقات خود را بغارت و چپاول مصروف نمودند . جناح چپ ايران نيز بحمله پرداخت ولى افغانها بر اثر يك مانور ماهرانه پرده از روى شترهاى توپ‌كش خود برداشتند و اين عمل باعث وحشت ايرانيان شد و در همان لحظه بستون ارتش ايرانى كه در حال حركت بود حمله نمودند ، جناح چپ از هم پاشيده شده منهزم گرديد و افغانهاى تعقيب‌كننده به عقب توپخانهء ايران كه مدافع و محافظى نداشت پيش رفتند . توپچىها همگى كشته شده و افغانها توپها را بسوى پياده‌نظام ايرانى برگرداندند و در نتيجه پياده‌نظام هم متفرق شده فرار نمودند . افغانها هم سرگرم غارت اردوگاه ايرانيان شدند و اين سبب شد كه از تعقيب دشمن صرف‌نظر نمودند ولى بنا بروايتى علت عدم تعاقب ترسى از حملهء غافلگيرى ايرانيان بود . بدين طريق يك ارتش نيرومند ايران كه براى آنچه كه هرملتى عزيز ميدارد ميجنگيدند در حالى كه فقط ده هزار نفر تلفات داده بود با فضاحت و رسوائى فرار نمود و ديگر جرأت مقابله با افغانها را در جبههء جنگ ننمود ، ملت ايران در اين موقع مردى خود را از دست داده بود و البته وقتى كه يك ملت جبون و نامرد شد به فتواى تاريخ محكوم بزوال