سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

299

تاريخ ايران ( فارسى )

موضوعهاى نقاشى مينياتور معمولا محدود بداستانهاى معروف مانند ليلى و مجنون و خسرو شيرين مىباشد . در دورهء صفوى صورتهاى اروپائيان نيز در مينياتورها مشاهده مىشود ، داستانهاى مذهبى كمتر در مينياتورها ديده شده است . نقاش ايرانى معمولا مفردات را خوب ميكشد ولى از عهدهء جور كردن برنميآيد . مثلا كشيدن كالبد و صورت خالى كم‌اهميت‌تر از لوازم و چيزهاى فرعى مثل لباس ، اسلحه ، جواهر مىباشد و استاد ايرانى در كشيدن اين جزئيات بىنهايت به خود رنج ميدهد . رويهمرفته در صنعت مينياتور فن رنگ‌آميزى ايرانى بسيار خوب و نتيجهء فكر نقاش مطلوب و زيباست . اگرچه در بعضى موارد ممكن است در به دو امر به نظر بينندهء اروپائى زننده بيايد . فلزكارى استعداد و روح نبوغ ايرانى نه‌تنها در كارهاى بافندگى و كاشى كارى است بلكه در فلزكارى نيز اين استعداد را به خوبى نشان داده‌اند . كارهاى فلزى ايرانيها در نوع ساخت و طرز ريزه‌كارى بىنظير و مخصوصا اسلحه و شمشير ايران شهرت و اهميت خاصى داشته است . ماركوپولو ميگويد « ايرانيها در ساختن اسبابهاى جنگ فوق العاده استادند . زين و برگ ، مهميز ، شمشير و كمان‌هاى ايران بسيار خوب ساخته شده است » ظروف مختلف از آبخورى كوچك ساده تا قدح - هاى بزرگ خانه‌هاى اعيان و اشراف داراى زيبائى و ظرافت مخصوص است . در صنايع كنونى ايران نقره‌كارى زنجان و خاتم‌كارى شيراز و قاشق‌هاى قلمزدهء آباده اهميت مخصوصى دارند . آنچه از مطالعهء صنايع ايران در موزهء « ويكتوريا و آلبرت » و ساير جاها مشاهده مىشود آنست كه ايرانيان اگرچه بسيارى از صنايع خود را از ديگران اقتباس نموده‌اند ، ولى هميشه روح نبوغ خود را حفظ كرده اقتباسات خود را به صورت و قالب ذوق و فكر ايرانى ريخته و درآورده‌اند و شك نيست كه با مرور زمان پيوسته آثار صنعتى ايران در مركز علم و هنر عالم روزبروز عزيزتر و گرانبهاتر خواهد گرديد .