سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

291

تاريخ ايران ( فارسى )

درجهء اول عالم بشمار ميآيد ، اينجا از يك شاهراه سنگ‌فرش شده وارد مدخل عمومى پل ميشوند ، شكل فوق العاده و شگفت‌آور اين پل كه 388 يا رد طول آنست مقابل يك جادهء سنگ‌فرش شدهء سى پا عرض بدينقرار است كه در آن سه معبر در سه سطح مختلف تعبيه شده كه يكى از آنها راه معمولى روى پل است كه در دو طرف آن طاق‌نماهاى سرپوشيده ساخته‌اند . طاق‌نماها از طرفى برودخانه و از طرفى به همين جاده مشرف ميباشند ، در بالا و پائين اين طاق‌نماها هركدام يك پياده‌روهائى است كه با پله‌كانها به اين راه اصلى وصل مىشود و در كنار سطح رودخانه معبر ديگرى است كه به طول رودخانه امتداد مييابد . تنها انتقاد مخالفى كه براى ساختمان اين پل مىشود كرد و آن از تصوير هم نمايانست آنكه پل مزبور در مقابل جريان ضعيف و باريك زنده رود در بيشتر فصول سال بيش از اندازه جنبهء ظرافت دارد ! ! كاشىها عمل كاشىكارى ساختمانها در دورهء صفويه به منتهادرجهء ترقى رسيد و كاشىكارى پل زنده‌رود موضوع مناسبى است كه بايد راجع بمحصول كوره‌هاى مشهور ايران در آن باب چند تذكرى به عمل آورد . كوره‌پزى يا فن سفال‌سازى در معمارى هخامنشىها محققا نقش مهمى بازى كرده و تصوير تيراندازان شوش كه در فصل پانزدهم همين كتاب ذكر آن گذشت بهترين نمونهء كاشىكارى آن عصر مىباشد . در عصر اسلامى نيز اشياء و ظروف سفالى لعاب‌دار ايران نخستين نمونهء ظروف باستانى بوده است و آنچه ديده مىشود معلوم ميگردد كه از آن اقتباس شده است و نمونهء آن بطور كلى در فسطاط يا قاهرهء قديم ديده مىشود مربوط بقرن دهم مىباشد . كاشيهاى ديگرى از همين عصر در سلطان‌آباد كشف شده است ، قديمترين نمونهء آن كه در ايران پيدا شده يك ستارهء هشت گوش مىباشد كه بسال 515 ه ( 1137 ) منتسب - است ، دورهء طلائى كاشىكارى ايران قرن دوازدهم و سيزدهم بوده و كاشىهاى ظريفى كه از اين عصر پيدا شده به خوبى مىرساند كه آنها را براى سلاطين و درباريان ساخته‌اند . كاشىهاى اين عصر بقدرى زيبا و ظريف است كه بدون اغراق آنها را ميتوان بهترين وسيلهء تزيين و زيبائى معمارى ناميد ، چيزىكه بيشتر باعث اهميت اين صنعت گرديده