سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

251

تاريخ ايران ( فارسى )

اين نيرو از گرجستان و ارمنستان داخل دين اسلام شده بود . اللهوردى « 1 » فرمانده معروف كل قواى ايران از هيئت شرلى بسرعت استفاده نمود . بين اعضاى هيئت شرلى يك ريخته‌گر توپ وجود داشت . با كمك او و برادران شرلى صنف توپخانه مانند رژيمان منظم پياده‌نظام تشكيل شد . در حقيقت بيشتر بوسيلهء كمك صميمانهء هم‌ميهنمان در تشكيلات نظام ايران انقلابى بوقوع پيوست و بجاى نيروى اسب سوار دوران ملوك الطوايفى ، ايران داراى ارتشى شد كه ميتوانست با ارتش تركيه در ميدان جنگ مقابله نمايد . يك كتاب سياحت‌نامهء انگليسى قديم چنين مينگارد : « عثمانى قوى كه زمانى مايهء ترس و وحشت دنياى مسيحى بود از ترس شرلى ميلرزد و از رسيدن بسرنوشت و تقدير خود نااميد شده است . ايرانى مسلّط اكنون فنون جنگى شرلى را ياد گرفته و او كه وقتى طريق اجراى يك فرمان را نميدانست اكنون پانصد عراده توپ برنج و شصت هزار تفنگچى در اختيار دارد . بنابرين ايرانيان وقتىكه شمشير داشتند تركها از آنان ميترسيدند و حالا كه ضربات آنها جدىتر و با صنايع گوگردى آميخته شده مخوف‌تر و وحشتناك‌تر شده‌اند . » تشكيل قبيلهء شاهسون يك نيروى ديگر در مقابل قزلباش گردنكش آن بود كه شاه از اعضاء تمام قبايل دعوت نمود كه براى اسم‌نويسى آزاد بنام « شاهسون » يا دوستدار شاه حاضر شوند . اين سياست و حسن تدبير كاملا به موفقيت انجاميد و هزاران نفر از مردان به اين قبيلهء جديد پيوستند و بدينطريق شاه از اين بستگى و اتكال بر قزلباش آسوده شد . قبيلهء شاهسون تا امروز قوى باقى مانده‌اند و ساكن ناحيهء وسيعى از نواحى بين تبريز و اردبيل و جنوب شرقى قزوين مىباشد سرآنتونى شرلى بعنوان يك سفير مسئله مهمى كه باعث اضطراب و نگرانى دربار بوده است اينكه به عثمانى كه هنوز از سربازان او در تبريز مستحفظ گذاشته شده است آيا بايد اعلان جنگ داد يا نه ؟ شرلى خيلى مايل بود

--> ( 1 ) - ملكم ابن خان معروف را على وردى نام ميبرد ولى اللهوردى كه بمعنى خداداد در زبان تركى است صحيح‌تر - است . سبب عجيب مرگ او در « افتخار عالم شيعه » صفحهء 226 ذكر شده است ( مؤلف )