سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

232

تاريخ ايران ( فارسى )

شاه ايران كه قسمت اعظم قشونش در آسياى مركزى مشغول بود تصميم بجنگ تدافعى گرفت و او بعد از اينكه ولايات طرف غرب را ويران كرد در چالدران واقع در طرف شرقى اروميه رضائيهء فعلى موضع گرفت . نيروى ترك مركب بود از يكصد و بيست هزار سرباز تربيت شده و منظم و قسمت عمدهء آن سواره نظام ولى مشتمل بر چندين گروهان تفنگدار و توپخانهء قوى بوده است . تدابير حربى تركان اين بوده كه سواره‌نظام ايرانرا بكشند و در تيررس توپچيان و تفنگچيان خود بياورند و لذا تفنگها و توپ‌ها را پشت سر پياده‌نظام مخفى و پنهان كردند . شاه اسمعيل از اين حيلهء دشمن باخبر شده قشونش را كه عبارت از همان سواره‌نظام و تقريبا بالغ بر شصت هزار تن بود به دو قسمت تقسيم نموده يك قسمت آن را خود تحت فرمان گرفته و قسمت ديگر را زير فرماندهى رئيس استاجلو قرار داد و نقشهء جنگى وى اين بود كه هردو جناح دشمن را باهم مورد حمله قرار دهد . حمله‌اى را كه خود او بجناح چپ دشمن برد بموفقيت انجام يافته و لشكريان عثمانى را مجبور ساخت به پس قراول قشون عقب بنشينند ، ليكن در جناح راست تركان ، پياده‌نظام كنار رفته و توپخانه ظاهر گشته و بطور فوق العاده بفعاليت پرداخت . اينجا سردار ايرانى به خاك هلاك افتاد و لشكرش از هم پاشيده و رو بهزيمت نهاد . ينگيچريها كه آنها را بطور ذخيره نگاهداشته بودند داخل ميدان گرديده و به طرف سوارانى كه تحت فرماندهى شخص شاه بودند بناى تيراندازى را گذاشتند و شاه پس از ابراز شجاعت و مقاومت سختى جراحت برداشته از اسب بر زمين افتاد و نزديك بود دستگير شود و وقتى كه دوباره بر اسب سوار شد رو بفرار نهاد و سپاهيان افسرده و دلسردش هم بمتابعت او منهزم و متفرق گرديدند و سليم اين جنگ هولناك را برد . اردوى ايران جزو غنائم فاتح گرديده و تمامى اسراى مرد را حكم شد قتل‌عام كردند و تبريز تسليم ترك گرديد . در اين جنگ چون قشون متمرد و سركش ترك از جلو رفتن امتناع ورزيد بقلب ايران تعقيب نشد و سليم مجبور گرديد تبريز را تخليه كند و به همان الحاق كردستان و دياربكر قناعت نمايد . او گرجستان را نيز ضميمه نموده ولى بعدها آن ولايت بدست شاه اسمعيل پس گرفته شد . اين مخاصمات و پيكارها به صلح خاتمه نيافت و حملات و تاخت‌وتازهاى