سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

222

تاريخ ايران ( فارسى )

زمينهء آبى سير رنگ كه آن از حيث زيبائى نظرم را بىاختيار به خود جلب كرد و چون اين كتيبه از جهت نمونه بودن و نيز از نظر تاريخى نفيس و ذيقيمت است لذا ماعين آن را ( كه عربى است ) ذيلا از نظر خوانندگان ميگذرانيم . « قد انشأت هذا المسجد الجامع الاعظم و البيت المحرم فى ايام دولت السلطان بن السلطان بن السلطان مظفر شاهرخ بن تيمور گورگانى بهادر خان خلد الله ملكه و سلطانه و افاض على العالمين بره و عدله و احسانه الحضرة العليا و الجليلة الكبراء شمس سماء العفة و السداد الموصوفة بالشرف و العزة و الرشاد گوهرشاد ابدت عظمتها و دامت عصمتها و كثرت بركاتها بالنية الصادقة القصوى و العقيدة الراسخة العظمى لحصول المأمول راجية من اللّه باحسن القبول من عين مالها لحسن مآلها و اصلاح بالها يوم تجزى كل نفس اعمالها ابتغاء لوجه اللّه و طلبا لمرضاته و شكرا على آلائه و حمد اعلى نعمائه فتقبلها ربها بقبول حسن و خير بها باحسن اجر المحسنين و خصها باكمل ما اعده بعباده الصالحين . كتبه راجيا الى الله بايسنقر بن شاهرخ بن تيمور گورگانى فى سنة 821 ( 1418 ) . چون شرح و بيان اين مسجد بزرگ وقتى صورت اتمام مىپذيرد كه از مسجد پير - زن هم ذكرى به عمل آيد لذا قلم را به طرف آن معطوف ميداريم . حكايت ميكنند كه بانوى سالخوردى قطعه زمينى در آن حوالى داشت كه مورد نياز گوهرشاد بود ولى او به هيچ قيمتى حاضر نشد كه آن را بفروشد مگر اصرار و پافشارى كرد كه يك مسجد جداگانه‌اى روى آن ساخته شود و اينجا براى اينكه يك يادگار جاودانى براى همسر سلطنت باشد اين مسئول نامعقول مقرون به اجابت گرديد ، چنان كه « مسجد پيرزن » گواهى است بر اينمعنى . نگارنده سمرقند و مساجد آن را ديده‌ام ولى من خود مانند وامبرى « 1 » معتقدم كه مسجد گوهرشاد از مساجد سمرقند بسى زيباتر است . مدرسه خرگرد در نزديكى خواف در مرز ايران و افغانستان مدرسه‌اىست كه بنا بمندرجات كتيبه‌هاى آن بطوريكه نگارنده استنباط نموده در زمان شاهرخ ساخته شده است . اين بنا مستحكم و قطور ساخته شده و تقريبا در حدود يك

--> ( 1 ) - Wambrey .